دوشنبه, 02 بهمن 1396 ساعت 10:48

پدرام سلطانى: "باز هم چین"

پدرام سلطانى

در دفتر يادداشت خود در تلگرام نوشت:

 

سه هفته پیش یادداشتی تحت عنوان "چین عزیز" در کانالم گذاشتم که انعکاسی بسیار گسترده یافت و نقدها و نظرهای گوناگونی نیز بر آن نوشته شد که همگی از دیدگاه من جالب توجه بود و کمک کردند تا آن یادداشت بیشتر دیده شود و درش تعمق شود. گستردگی بازنشر و اظهار نظر درباره یادداشت چین عزیز، من را بر آن داشت تا تکمله ای بر آن بنگارم.

 

  1. نخست بگویم که قصد من از نوشتن آن یادداشت بیش از آنکه نقد عملکرد چین نسبت به ایران باشد، زدن تلنگری به خودمان برای آگاهی از تصویر چشم انداز ایران از دریچه ى نگاه یک کشور قدرتمند و شریک اقتصادی مهم کشورمان بود. من در زمره ى گروهی نیستم که کشورها را در تعاملشان با دیگر کشورها به بد و خوب تقسیم می کنند، بلکه باور من اینست که "بد یا خوب"، صفاتی هستند که حکمرانی یک کشور را از جهت "کیفیت حفظ و ارتقای منافع ملی و حرکت در مسیر رشد اقتصادی و توسعه پایدار و همه جانبه" توصیف می کنند. پس با این تعریف، من نه تنها منتقد چین نیستم، بلکه آن کشور را از باب نزدیک به چهار دهه حکمرانی هوشمندانه و نیل به توسعه بی نظیر اقتصادی و بدل شدن به قدرت دوم اقتصادی دنیا تحسین می کنم. اگرچه سیاستهای چین در حوزه آزادیهای سیاسی و اجتماعی، محیط زیست و مواردی چند قابل نقد اند اما نه بحث و نه تخصص من این مباحث نیستند.

 

  1. دوم اینکه چین مثال بسیار خوبی است برای اینکه ما را جداٌ به فکر فرو برد. چین، نه آمریکای کودتاچی است، نه انگلیس استعمارگر و نه روسیه ى ترکمانچای و گلستان. چین با ما تاریخ ستیز و استیلا جویی ندارد که رفتارهایش را بر مبنای آن قضاوت کنیم و تحلیلهای دایی جان ناپلئونی ببافیم. برای همین هنگامی که چین در خصوص ایران چنین احتیاط و تحفظ پیشه می کند و آرام آرام منافع استراتژیک خود را در ایران کم و کمتر می کند باید اندیشه کنیم، آسیب شناسی کنیم و نگران شویم.

 

در این چند سال رفت و آمد و تعاملی که با چینیها داشتم شاهد افزایش غرور ملی و عزت نفس شهروندان چینی بوده ام. به عنوان یک فعال اقتصادی، برخوردی با ناراضیان سیاسی و اجتماعی چین نداشته ام، اما کارافرینان و کارفرمایان چینی را همواره خوش بین و امیدوار به آینده کسب و کار در کشورشان و با دنیا دیده ام. حتی علیرغم سختگیریهایی که در سالهای اخیر برای کاهش آلایندگیهای زیست محیطی و افزایش استانداردهای تولید و شفافیت مالی بر آنها اعمال شده است و موجب تعطیلی واحدهای زیادی شده است، همه ى آنها به دولت خود اعتماد دارند و می دانند که اقداماتش به صلاح کشورشان است. مردم چین در این سی سال به سرعت ثروتمند و مرفه شده اند. در نشست و برخاست با آنها، به ویژه در شهرهای کوچکتر، می توان فرهنگ دهقانی و سادگی روستاییشان را در کنار توانگری و ثروتشان دید.

 

 چین حداقل سی سال سرش به کار خودش گرم بود و به غیر از منافع ملی و تمامیت ارضیش کمتر وارد رویارویی سیاسی می شد. این سی سال کار سخت، هوشمندانه و جهانگرا از چین قدرتی ساخته است که امروز می تواند آنرا برای کسب منافع سیاسی  و سهم خواهی های بیشتر در بازیهای جهانی، اهرم کند. چین خیلی زود فهمید که راه شوروی را نباید برود؛ بلندپروازی های سیاسی و نظامی بدون قدرت اقتصادی مساوی است با فروپاشی. چین در تمام این مدت حتی برای همسایگان و وابستگان تاریخی، فرهنگی خود هزینه ى سیاسی نداد

 

  1. نکته ى سوم اینکه نکات مندرج در یادداشت "چین عزیز" برخی از خوانندگان را از رفتارهای چین آزرده کرد. اما این آزردگی احساسی است. به رفتار چین باید از منظر منافع ملی خودش و راهبردهای بلند مدتش نگریست. عرصه ى بین الملل جای لوطی گری و مروت و دلسوزی نیست. چین حاضر نیست منافع گسترده خود را با ستیزهای (از نگاه خودش) کم ارزش با آمریکا به حاشیه ببرد. آنقدر که ما به چین وابسته شده ایم او به ما نیاز ندارد. مواضع چین در قبال ایران در چند سال اخیر هیچکدام در تضاد با منافع ملی و بین المللی چین نبوده است. مشکل این است که ما با هیچ کشوری، از همسایگانمان گرفته تا کشورهای بزرگ و تعیین کننده دنیا، نتوانستیم به اشتراک راهبردی دست پیدا کنیم. لذا رفتار همه ى کشورها با ما بیشتر تاکتیکی و پروژه ای است. طبیعی است که هیچ کشوری برای منافع تاکتیکی، منافع راهبردی خود را فدا نمی کند. پس منتقد تصمیمات چین نباشیم، ببینیم که اشتباهات ما کدام بوده است.

 

  1. نکته ى چهارم اینکه اقتصاد ما امروز بسیار به چین وابسته است، بیش از هر کشور صنعتی دیگری. ما در کاهش تنگناهای کار اقتصادی با چین باید بسیار جدی و پی گیر باشیم، که نیستیم. البته این را هم بدانیم که چین هزینه ى حل مشکلات ما را نخواهد داد. چین حاضر نخواهد بود که ریسک تعاملات بانکی با ایران را بردارد، چین علاقه ای ندارد که در دور جدید فشارهای آمریکا بر ما خودش را درگیر کند، چین در تقابل عربستان و اسرائیل با ما، کاملاٌ دیپلماتیک برخورد خواهد کرد و منافع خود را پایش و جستجو می کند. افزایش این مخاطرات چینیها را بیشتر در کار با ایران محتاط و سختگیر خواهد کرد.

 

  1. نکته ى پنجم اینکه چین در درون مرزهای خود هنوز یک کشور ایدئولوژیک است. اکثر مردم چین هنوز خود را کمونیست می دانند و خداناباور هستند. اما این چین ایدئولوژیک، در عرصه بین الملل کاملاٌ پراگماتیک عمل مى كند، ایدئولوژی را در خانه نگه داشته و منافعش را با کیاست در دنیا دنبال می کند. چین ستیز ایدئولوژیک با هیچ کشوری ندارد. چین ارتشی قوی دارد اما نظامیان چینی احساس نمی شوند، دیده نمی شوند، اظهار نظر نمی کنند. آنها هم سرشان به کار خودشان گرم است و قدرت نظامی چین هم بدون هیاهو در حال بیشتر شدن است.

 

ما چون ملت آینده نگری نیستیم، نشانه های آینده را خیلی دیر می گیریم. حسگرهایمان نسبت به ریسکها و حوادث احتمالی آینده حساس نیستند. شاید یک روش جایگزین برای این ضعف تاریخی و فرهنگی ما این باشد که خود را در آیینه ى آینده شناسان ببینیم. ما شاید بتوانیم موانع پیش آمده در تعامل تجاری و اقتصادی با چین را کمی کمتر کنیم، اما مهمتر از آن این است که در چرایی رفتارهای چین بیشتر اندیشه کنیم تا مشکلات را بصورت ریشه ای شناسایی کنیم. ننشینیم تا پیش بینی های چین محقق شود و بعد علتها خود آشکار شوند. شاید آنزمان دیگر خیلی دیر شده باشد...

 

"آینه چون نقش تو بنمود راست / خود شکن، آیینه شکستن خطاست"

 

https://t.me/pedram_soltani

پدرام سلطانى

در دفتر يادداشت خود در تلگرام نوشت:

 

سه هفته پیش یادداشتی تحت عنوان "چین عزیز" در کانالم گذاشتم که انعکاسی بسیار گسترده یافت و نقدها و نظرهای گوناگونی نیز بر آن نوشته شد که همگی از دیدگاه من جالب توجه بود و کمک کردند تا آن یادداشت بیشتر دیده شود و درش تعمق شود. گستردگی بازنشر و اظهار نظر درباره یادداشت چین عزیز، من را بر آن داشت تا تکمله ای بر آن بنگارم.

 

  1. نخست بگویم که قصد من از نوشتن آن یادداشت بیش از آنکه نقد عملکرد چین نسبت به ایران باشد، زدن تلنگری به خودمان برای آگاهی از تصویر چشم انداز ایران از دریچه ى نگاه یک کشور قدرتمند و شریک اقتصادی مهم کشورمان بود. من در زمره ى گروهی نیستم که کشورها را در تعاملشان با دیگر کشورها به بد و خوب تقسیم می کنند، بلکه باور من اینست که "بد یا خوب"، صفاتی هستند که حکمرانی یک کشور را از جهت "کیفیت حفظ و ارتقای منافع ملی و حرکت در مسیر رشد اقتصادی و توسعه پایدار و همه جانبه" توصیف می کنند. پس با این تعریف، من نه تنها منتقد چین نیستم، بلکه آن کشور را از باب نزدیک به چهار دهه حکمرانی هوشمندانه و نیل به توسعه بی نظیر اقتصادی و بدل شدن به قدرت دوم اقتصادی دنیا تحسین می کنم. اگرچه سیاستهای چین در حوزه آزادیهای سیاسی و اجتماعی، محیط زیست و مواردی چند قابل نقد اند اما نه بحث و نه تخصص من این مباحث نیستند.

 

  1. دوم اینکه چین مثال بسیار خوبی است برای اینکه ما را جداٌ به فکر فرو برد. چین، نه آمریکای کودتاچی است، نه انگلیس استعمارگر و نه روسیه ى ترکمانچای و گلستان. چین با ما تاریخ ستیز و استیلا جویی ندارد که رفتارهایش را بر مبنای آن قضاوت کنیم و تحلیلهای دایی جان ناپلئونی ببافیم. برای همین هنگامی که چین در خصوص ایران چنین احتیاط و تحفظ پیشه می کند و آرام آرام منافع استراتژیک خود را در ایران کم و کمتر می کند باید اندیشه کنیم، آسیب شناسی کنیم و نگران شویم.

 

در این چند سال رفت و آمد و تعاملی که با چینیها داشتم شاهد افزایش غرور ملی و عزت نفس شهروندان چینی بوده ام. به عنوان یک فعال اقتصادی، برخوردی با ناراضیان سیاسی و اجتماعی چین نداشته ام، اما کارافرینان و کارفرمایان چینی را همواره خوش بین و امیدوار به آینده کسب و کار در کشورشان و با دنیا دیده ام. حتی علیرغم سختگیریهایی که در سالهای اخیر برای کاهش آلایندگیهای زیست محیطی و افزایش استانداردهای تولید و شفافیت مالی بر آنها اعمال شده است و موجب تعطیلی واحدهای زیادی شده است، همه ى آنها به دولت خود اعتماد دارند و می دانند که اقداماتش به صلاح کشورشان است. مردم چین در این سی سال به سرعت ثروتمند و مرفه شده اند. در نشست و برخاست با آنها، به ویژه در شهرهای کوچکتر، می توان فرهنگ دهقانی و سادگی روستاییشان را در کنار توانگری و ثروتشان دید.

 

 چین حداقل سی سال سرش به کار خودش گرم بود و به غیر از منافع ملی و تمامیت ارضیش کمتر وارد رویارویی سیاسی می شد. این سی سال کار سخت، هوشمندانه و جهانگرا از چین قدرتی ساخته است که امروز می تواند آنرا برای کسب منافع سیاسی  و سهم خواهی های بیشتر در بازیهای جهانی، اهرم کند. چین خیلی زود فهمید که راه شوروی را نباید برود؛ بلندپروازی های سیاسی و نظامی بدون قدرت اقتصادی مساوی است با فروپاشی. چین در تمام این مدت حتی برای همسایگان و وابستگان تاریخی، فرهنگی خود هزینه ى سیاسی نداد

 

  1. نکته ى سوم اینکه نکات مندرج در یادداشت "چین عزیز" برخی از خوانندگان را از رفتارهای چین آزرده کرد. اما این آزردگی احساسی است. به رفتار چین باید از منظر منافع ملی خودش و راهبردهای بلند مدتش نگریست. عرصه ى بین الملل جای لوطی گری و مروت و دلسوزی نیست. چین حاضر نیست منافع گسترده خود را با ستیزهای (از نگاه خودش) کم ارزش با آمریکا به حاشیه ببرد. آنقدر که ما به چین وابسته شده ایم او به ما نیاز ندارد. مواضع چین در قبال ایران در چند سال اخیر هیچکدام در تضاد با منافع ملی و بین المللی چین نبوده است. مشکل این است که ما با هیچ کشوری، از همسایگانمان گرفته تا کشورهای بزرگ و تعیین کننده دنیا، نتوانستیم به اشتراک راهبردی دست پیدا کنیم. لذا رفتار همه ى کشورها با ما بیشتر تاکتیکی و پروژه ای است. طبیعی است که هیچ کشوری برای منافع تاکتیکی، منافع راهبردی خود را فدا نمی کند. پس منتقد تصمیمات چین نباشیم، ببینیم که اشتباهات ما کدام بوده است.

 

  1. نکته ى چهارم اینکه اقتصاد ما امروز بسیار به چین وابسته است، بیش از هر کشور صنعتی دیگری. ما در کاهش تنگناهای کار اقتصادی با چین باید بسیار جدی و پی گیر باشیم، که نیستیم. البته این را هم بدانیم که چین هزینه ى حل مشکلات ما را نخواهد داد. چین حاضر نخواهد بود که ریسک تعاملات بانکی با ایران را بردارد، چین علاقه ای ندارد که در دور جدید فشارهای آمریکا بر ما خودش را درگیر کند، چین در تقابل عربستان و اسرائیل با ما، کاملاٌ دیپلماتیک برخورد خواهد کرد و منافع خود را پایش و جستجو می کند. افزایش این مخاطرات چینیها را بیشتر در کار با ایران محتاط و سختگیر خواهد کرد.

 

  1. نکته ى پنجم اینکه چین در درون مرزهای خود هنوز یک کشور ایدئولوژیک است. اکثر مردم چین هنوز خود را کمونیست می دانند و خداناباور هستند. اما این چین ایدئولوژیک، در عرصه بین الملل کاملاٌ پراگماتیک عمل مى كند، ایدئولوژی را در خانه نگه داشته و منافعش را با کیاست در دنیا دنبال می کند. چین ستیز ایدئولوژیک با هیچ کشوری ندارد. چین ارتشی قوی دارد اما نظامیان چینی احساس نمی شوند، دیده نمی شوند، اظهار نظر نمی کنند. آنها هم سرشان به کار خودشان گرم است و قدرت نظامی چین هم بدون هیاهو در حال بیشتر شدن است.

 

ما چون ملت آینده نگری نیستیم، نشانه های آینده را خیلی دیر می گیریم. حسگرهایمان نسبت به ریسکها و حوادث احتمالی آینده حساس نیستند. شاید یک روش جایگزین برای این ضعف تاریخی و فرهنگی ما این باشد که خود را در آیینه ى آینده شناسان ببینیم. ما شاید بتوانیم موانع پیش آمده در تعامل تجاری و اقتصادی با چین را کمی کمتر کنیم، اما مهمتر از آن این است که در چرایی رفتارهای چین بیشتر اندیشه کنیم تا مشکلات را بصورت ریشه ای شناسایی کنیم. ننشینیم تا پیش بینی های چین محقق شود و بعد علتها خود آشکار شوند. شاید آنزمان دیگر خیلی دیر شده باشد...

 

"آینه چون نقش تو بنمود راست / خود شکن، آیینه شکستن خطاست"

 

https://t.me/pedram_soltani