یکشنبه, 31 مرداد 1395 ساعت 11:57

ویلفردو پارِتو؛ نظریه پرداز گردش نخبگان

«ویلفردو پارتو» جامعه شناس و اقتصاددان ایتالیایی سده نوزدهم میلادی است که در ایده پردازی و اندیشه ورزی خود، بیشتر بر جنبه های روانشناختی افراد تاکید دارد و افراد را از این منظر به 2 گروه نخبه و توده تقسیم می کند. پارتو را در عرصه جامعه شناسی سیاسی به عنوان نظریه پرداز گردش نخبگان می شناسند.

پارتو در سال 1848 در پاریس و در یک خانواده اهلِ «لیگور» ایتالیا که در 1729به جرگه نجبا در آمده بودند، متولد شد. تحصیلات خود را در دانشگاه پلی تکنیک «تورین» گذراند. پایان نامه او «در باب اصول بنیادی تعادل اجسام سخت» بود که در سال 1869 از آن دفاع کرد.(1)
پارتو پس از پایان تحصیل در پلی تکنیک تصمیم گرفت وارد عرصه کسب و کار شود. او زمانی به عنوان مدیر شرکت راه آهن «رم» مشغول به کار بود و سپس مدیریت یک شرکت تولید آهن در «فلورانس» را به عهده گرفت. در سال 1882 به عنوان نامزدِ مخالفِ اکثریتِ حاکم در حوزه انتخابی فلورانس وارد صحنه مبارزات انتخابی شد اما از نامزد مورد تایید حکومت به سختی شکست خورد. او در سال 1892 بر کرسیِ اقتصاد سیاسی دانشگاه «لوزان» تکیه زد.
پارتو در فاصله سال های 1896-1897 کتاب «دروس اقتصاد سیاسی» را نوشت. او ایده های جدیدش را نخستین بار در سال 1900 در مقاله به نام «بررسی های ایتالیایی جامعه شناسی» نوشت که در کتاب «نظام های سوسیالیستی» در سال 1902-1901 منتشر شد. وی همین افکار را در «خودآموز راهنمای اقتصاد سیاسی» در سال 1906 گسترش بیشتری داد.
پارتو تصمیم گرفته بود بر مبنای اصلی که کشف کرده بود اثری عظیم در جامعه شناسی به وجود آورد. از این رو کار خود را از سال 1907 آغاز کرد و برخلاف حمله های متواتر بیماری بالاخره در سال 1912 آن را به پایان رسانید. عنوان این رساله «جامعه شناسی عمومی» است. پارتو در نهم اوت 1923 در سن هفتاد و پنج سالگی درگذشت.

***
ریشه های فکری پارتو و نظریه پردازی نخبه گرایانه او
پارتو از سه جریان فکری و اندیشه ای تاثیر پذیرفته است؛ نخست جریان روشنگری سده های 16 و 17 که بیشتر مبتنی بر علوم طبیعی و فیزیک نیوتنی بود. دومین تاثیر را از جامعه شناسی اثباتی «اگوست کنت» اندیشمند فرانسوی پذیرفت و جریان فکری سومِ اثرگذار بر او «اقتصاد کلاسیک» بود.
در مقدمه و توضیح نظریه پردازی پارتو باید گفت، در بین افراد یک گروه، شایسته ترین افراد آن گروه را نخبه (Elite) می نامند. البته اصطلاح نخبه در کاربرد پارتو هیچگونه دلالت اخلاقی یا افتخارآمیزی ندارد. این اصطلاح تنها بر افرادی اطلاق می شود که در هر یک از شاخه های فعالیت بشری بالاترین نمره را به دست آورده باشند.
«
افلاطون»، «ماکیاولی»، «موسکا» و «میخلز» در کنار پارتو تدوین کنندگان نظریه های نخبه گرایی به شمار می روند. افلاطون اندیشمندان را شایسته حکومت می دانست البته این نوع نگرش وابسته به دورانی بود که مساله اصلی حول شخص حاکم و این سوال که چه کسی باید حاکم باشد، دور می زد. اما ماکیاولی، پارتو، موسکا و میخلز به دنبال چگونگی بدست گیری و بقا در قدرت بودند. از این رو کسانی چون پارتو به دنبال چرخش نخبگان برای رسیدن به قدرت بودند.
در عقیده پار تو انسان ها چه از جهت جسمانی و چه از نظر فکری و اخلاقی، با یکدیگر برابر نیستند. زیرا در جامعه برخی از افراد از دیگران با استعدادتر هستند. از نظر وی ریشه نابرابری ها، و تسلط عده ای بر عده دیگر همان تفاوت انسان ها در هوش و مواهب و استعدادهای دیگر است.(2)

***
پارتو و گردش نخبگان
نظریه گردش نخبگان از چنان اهمیتی برخوردار است که مایه بلندآوازگی پارتو در عرصه جامعه شناسی سیاسی شده است. این نظریه در کتاب «ظهور و سقوط نخبگان» که برجسته ترین اثر وی شمرده می شود، آمده است. پارتو کوشیده است با بهره گیری از مفاهیم سه حوزه روانشناسی، سیاست و اقتصاد، نظریه گردش نخبگان را در پیوند با پدیده های قدرت، دگرگونی و انقلاب تبیین کند.
از دید پارتو، خاستگاه گروه برگزیدگان، نابرابری های زیستی و روانی در میان شهروندان است. به عبارتی دیگر، نخبگی از ویژگی های انسانی و توانایی های فردی یا غریزه ها ریشه می گیرد. نخبگی را نباید در نیروهای ناشناختنی و ماورای طبیعت یا در فرآورده های طبیعی پیشرفت فنی دید، بلکه آن را باید در جنبه های «زیستی- روانی» و نابرابری های ذاتی افراد جستجو کرد.(3)

***
شیران و روباهان
پارتو در بحث از قدرت سیاسی بر «تلفیق» و «ابقاء» تکیه می کند. از این رو اگر افراد عملگرا، هوشیار، مدیر و مدبر وارد سیاست شوند، سازشکار و معامله گر هستند و اگر در اقتصاد وارد شوند مرد خطر هستند. پار تو مانند «ماکیاولی» این نوع شخصیت ها را «روبه صفت» می نامد.
اشخاص دیگر در پی دلبستگی هستند و به خانواده، قبیله، شهر و ملت شان به شدت احساس وفاداری می کنند. این افراد دارای عرق میهن پرستی و شور مذهبی هستند و در صورت لزوم از کاربرد زور هراسی ندارند. همزمان این افراد اهل جنگ و ستیزه هستند. پارتو این نوع شخصیت را «شیرصفت» می خواند.(4)

***
نقد و بررسی
از مهمترین موضوع های مورد مطالعه پارتو کنش های انسانی است. او معتقد است جامعه شناسی بررسی منطقی کنش های غیر منطقی انسان است و تمامی کنش های انسان به غیر از 2 حوزه علم و اقتصاد غیر منطقی است.
از نظر او، منطقی بودن هماهنگی عینی وسیله و هدف از دید فاعل و ناظر است که باید منطقی آزمونی نیز داشته باشد یعنی به شیوه تجربی بتوان آن را مورد بررسی قرار داد.
به باور بیشتر جامعه شناسان، رویکرد پارتو، روان شناختی است. به عبارت دیگر او در طرح اندیشه خود بیشتر بر بُعد روانشناختی افراد تاکید دارد و انسان را به لحاظ ماهیت روانشناختی به 2 گروه نخبه و توده و نیز نخبگان حاکم و نخبگان غیر حاکم تقسیم می کند. از این رو در دیدگاه پارتو عامل اصلی مبارزه در اختلافِ استعدادها نهفته است.

*
پی نوشت ها
1-
آرون،ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، باقر پرهام، نشر علمی و فرهنگی، سال 1377، ص549
2-
نقیب زاده، احمد، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی، نشر سمت، چاپ اول 1379، ص135
3-
راش، مایکل، جامعه و سیاست، منوچهر صبوری، نشر سمت، 1377،ص 71
4-
بشیریه، حسین، سیری در نظریه های جدید در علوم سیاسی، نشر علوم نوین، چاپ اول، سال 1378، ص

موارد مرتبط

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: