شنبه, 18 آذر 1396 ساعت 11:00

نظر کرباسچی درباره ١٠٠ روز اول نجفی در شهرداری تهران

غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق تهران، در گفت‌وگویی درباره عملکرد صدروزه شهردار جدید تهران، مانند لزوم به‌کارگرفتن نیروهای جوان، کاستن از حجم کارمندان شهرداری تهران، تلاش برای تأمین درآمدهای پایدار و افزایش عوارض شهری سخن گفت.

کرباسچی درباره موضوع ممنوعیت صدور هولوگرام برای فروش تراکم و اینکه این موضوع چقدر می‌تواند در وضعیت تهران تأثیرگذار باشد به «شهرنوشت» گفت: «آنچه این اواخر به‌عنوان هولوگرام انجام می‌شد، معجونی از عدم شفافیت بود و در‌عین‌حال شهرداری، دلال‌ها و کسانی که از بیرون مداخله می‌کردند، پیچیدگی‌ای را به‌وجود می‌آورد که احتمال فساد و کارهای مالی غیرشفاف را بالا می‌برد. این ممنوعیت صدور اقدام مؤثری است؛ چراکه از نشتِ درآمد شهرداری به بیرون جلوگیری می‌کند و موجب شفافیت مالی در شهرداری می‌شود.»

 

او همچنین درباره تلاش برای تأمین درآمد پایدار برای شهرداری نیز گفت: «درآمد پایدار شهرداری باید مبتنی بر این فلسفه باشد که هرکس از شهر و امکانات شهری بیشتر استفاده می‌کند، باید بار بیشتری از هزینه‌های شهر را بر دوش داشته باشد؛ چراکه قرار نیست سوبسیدی از دولت، درآمد نفت و منابع ملی به سازمان شهرداری داده شود.

 

اگر بخواهیم مدیریت شهری را به یک مجموعه آپارتمانی تشبیه کنیم، شورای شهر نقش هیئت‌مدیره را ایفا می‌کند و شهرداری، مدیر مجموعه ساختمانی‌ای است که ٧٠٠ کیلومتر طول و عرض دارد. طبیعی است که هر کس تعداد واحد و ماشین بیشتری داشته باشد و جای پارک بیشتری بخواهد، باید هزینه بیشتری بپردازد. این خود یکی از درآمدهای پایدار شهرداری و امکان جدید برای تعدیل هزینه‌های آن است».

 

به گفته کرباسچی «در بسیاری از شهرهای مدرن دنیا، حمل‌و‌نقل یکی از بزرگ‌ترین منابع درآمد شهرداری است. البته منظور صرفا فروش بلیت اتوبوس یا مترو نیست؛ بلکه عوارض استفاده از اتوبان، پارکینگ‌ها و... از منابع مهم کسب درآمد محسوب می‌شوند. شهرداری باید روی این موضوع برنامه‌ریزی کند که اگر کسی می‌خواهد به‌صورت نامحدود از اتومبیل شخصی‌اش استفاده کند، باید تحمل هزینه رفت‌وآمد آن را هم داشته باشد. این موضوع چیزی نیست که صرفا درباره حمل‌ونقل صدق کند بلکه هرکس از امکاناتی که شهر در اختیارش گذاشته استفاده می‌کند، باید هزینه‌های آن را هم پرداخت کند؛ راه دیگری هم وجود ندارد. محل تأمین درآمد شهرداری گرفتن عوارض از مردم است».

 

شهردار اسبق تهران همچنین در ادامه می‌گوید: «من امیدوارم دولت رابطه‌اش را با شهرداری بر اساس روابط تنظیم نکند؛ بلکه ضوابط را معیار خود قرار دهد. آقای نجفی، آدم خیلی خوبی است و حتما رابطه خوبی هم با اعضای هیئت‌دولت و رئیس‌جمهوری دارد اما این رابطه خوب نباید تنها دلیل پرداخت بدهی باشد».

 

کرباسچی درباره کاهش نیروهای شهرداری نیز گفت: «وقتی وارد شهرداری شدم، حدود ٣٥ تا ٤٠ هزار پرسنل در شهرداری بودند و وقتی شهرداری را ترک می‌کردم، این تعداد به ١٠ تا ١٢ هزار نیرو رسیده بود. نیروهایی را که از نظر ما کاری بودند و وظیفه و مسئولیتی برعهده‌شان بود، با برون‌سپاری و خصوصی‌سازی از شهرداری منفک کردیم اما متأسفانه در طول این سال‌ها با سیاست‌هایی که مدیریت‌های گذشته داشتند، نه‌تنها دوباره همه آنها به دامان شهرداری برگشتند بلکه ٥٠ تا ٦٠ درصد هم به این تعداد اضافه شده است. این کار باید دو مرتبه انجام بگیرد. یعنی باید سازمان‌ها و شرکت‌های شهرداری بر اساس وظیفه و کاری که انجام می‌دهند، حقوق دریافت کنند و کسی از آن سازمان‌ها خود را حقوق‌بگیر شهرداری نداند. اگر کاری را انجام دادند و توانستند وظیفه‌ای را که برعهده‌شان گذاشته‌ شده به سرانجام برسانند، باید مزدشان را دریافت کنند و آن شرکت بر اساس قراردادی که با شهرداری دارد، بودجه‌ای بگیرد و حقوق پرسنل را بدهد. اگر هم یک روز احیانا سازمانی یا شرکتی کارش را به‌درستی انجام نداد و شهرداری به این نتیجه رسید که کار را به یک بخش خصوصی دیگر محول کند، باید همکاری‌اش را با آن سازمان یا شرکت قطع کند».

 

او افزود: «شهرداری وزارت کار نیست که محل تولید شغل و جمع‌آوری آدم‌های بی‌کار باشد. این پولی است که مردم از نان شب و حقوق اندکشان به شهرداری پرداخت می‌کنند و هیچ‌وقت راضی نیستند به آدم‌هایی پرداخت شود که کارآیی لازم را ندارند و وجودشان در مجموعه شهرداری مفید نیست. باید تلاش کنیم شهر ارزان اداره شود. آقای نجفی و همه مدیرانشان باید شهرداری را تبدیل به محلی کنند که حقوق را به کار می‌دهد؛ نه به بی‌کاران. بزرگ‌ترین درآمد شهرداری می‌تواند از همین صرفه‌جویی‌ها حاصل شود».

 

شهردار اسبق تهران همچنین به‌عنوان توصیه به نجفی چنین اظهارنظری دارد: «شهرداری یک کار اجرائی بسیار طاقت‌فرساست. آقای نجفی باید از نیروهای توانمند و آشنا به مدیریت شهری و در‌عین‌حال جوان استفاده کند تا مثل همه شهرهای بزرگ و کوچک دنیا هر روز روش‌ها و ابتکارات جدیدی برای حل مشکلات در نظر گرفته شود. شهرداری جای مدیران بازنشسته و خسته نیست. افرادی مثل ما که ٦٠، ٦٥ سال از عمرشان گذشته، دیگر خیلی توانمندی لازم برای کارهای سنگین اجرائی را ندارند. اگر کسی می‌توانست کاری کند تا حول‌وحوش همین سن‌وسال کرده بود. باید صحنه را به جوانان واگذار کنیم، باور داشته باشیم نسل جوان سواد فراوانی دارد و انرژی و معلوماتش از نسل ما بیشتر است. بگذاریم جوانان شهر را اداره کنند».