یکشنبه, 02 مهر 1396 ساعت 19:54

علی سرزعیم: ضرورت قهرمان در اقتصاد؟ بله و خیر

علی سرزعیم

منتشره در هفته نامه صدا، شهریور 1396

امروزه در کلام مردم و روشنفکران بسیار شنیده می شود که جامعه نیاز به قهرمان ندارد و باید از فرهنگ قهرمان سازی و قهرمان پروری دوری کرد. دلایلی که معمولا ذکر می شود این است که قهرمان سازی تنها با نادیده گرفتن عیوب فرد ممکن می شود و بعد ای بسا همین عیوب موجب اشکال شود و دیگر نتوان فرد قهرمان را به نقد کشید. نقد دیگری که می توان به ایده قهرمان سازی و قهرمان پروری وارد کرد این است که مهم در توسعه این است که وضعیت میانگین جامعه بهبود یابد و گرنه داشتن چندین ستاره نمی تواند اثرات چشمگیری در اقتصاد داشته باشد. کما اینکه داشتن یک تیم المپیادی که بتواند در رقابت های جهانی مدال بگیرد منجر به این نخواهد شد که دانشگاه های ایران در رتبه بندیهای جهانی ارتقا یابند و سطح صنعت ایران رشد کند. در عمل نیز دیده ایم که به رغم افتخارآفرینی تیم های المپیادی نتوانسته ایم به توسعه بهتری دست یابیم.

اگر بخواهیم در عرصه اقتصاد به طور مشخص تر صحبت کنیم باید گفت که به یک معنا به قهرمان نیازی نیست و به یک معنا به قهرمان نیازی هست! نکته جالب توجه این است که این هم در مورد قهرمان دولتی و هم قهرمان خصوصی مطرح است. ابتدا به این امر بپردازیم که چرا در اقتصاد به قهرمان نیازی نیست؟ یا به عبارت دیگر به چه معنا به قهرمان نیازی نداریم؟ تحولات اقتصادی حاصل رفتار مجموع انسانهاست. به همین دلیل تا وقتی تحولاتی در رفتار بنگاه و خانوار صورت نگیرد در شاخص های کلان اقتصاد تغییری رخ نخواهد داد. این تصور که دولت به تنهایی بتواند منجر به تغییر شاخص های کلان اقتصادی شود تصور صحیحی نیست بلکه دولت تلاش می کند تا از طریق سیاستهای پولی و مالی بر رفتارهای عاملان اقتصادی تاثیر گذارد و از این طریق شاخص های کلان اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد. به خاطر دارم که در ایام انتخابات یکی از نامزدها عنوان می کرد که نیاز به تحول هست و این تحول باید بدون فشار به مردم رخ دهد ولی با تواضع اعلام می کرد که این مسئولان دولتی هستند که باید فشار بیشتری بر خود هموار سازند. ظاهر این امر البته بسیار جذاب و متواضعانه است اما وقتی به حاق واقع آن نگاه می کنیم می بینیم که چیزی جز سفسطه در آن نیست. مگر با کار شبانه روزی یک مسئول اقتصادی شاخصهای اقتصادی دگرگون می شوند؟ مگر نه این است که جناب آقای احمدی نژاد ساعتهای کمی می خوابید پس چرا کارنامه ناموفقی حاصل کرد؟ مگر نه این است که رشد از درون بنگاه های اقتصادی ایجاد می شود و مصرف و پس انداز خانوارهاست که چرخه های تولید و سرمایه گذاری را در کشور به حرکت در می آورند؟ قهرمان بخش خصوصی نیز به تنهایی نمی تواند تعیین کننده باشد. به ندرت پیش می آید که یک بخش خصوصی آنقدر بزرگ شود که بتواند به تنهایی بر یک اقتصاد تاثیرگذار باشد. با این توصیف در اقتصاد نیز قهرمان سازی و قهرمان پروری ره به جایی نخواهد برد.

 

اما به یک معنای دیگر قهرمانهای دولتی و خصوصی می توانند برای اقتصاد مهم باشند. وقتی که یک شخصیت دولتی قهرمان می شود رفتار او مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد و هر گفتار یا کردار او دیده می شود. همین امر موجب می شود تا جامعه بر اساس برداشتی که از هر رفتار می کند به سرعت قضاوتها و فرضیاتی را در ذهن شکل دهد. به همین دلیل سیاست مدار یا همان قهرمان می تواند با اقدامات خود پیامهایی به جامعه عرضه کند که جامعه را به یک رفتار مناسب سوق دهد. به عنوان مثال اگر سیاستمدار فردی از دوستان جوان خود را به ناگاه به یک بنگاه بزرگ بگمارد (مثل انتصاب آقای بذرپاش بر سایپا)، حتی اگر آن فرد لایق باشد این علامت به جامعه داده می شود که ارتباطات سیاسی بیش از تلاش و کوشش برای ارتقای از درون سازمان مهم است. اگر آن فرد لایق نباشد که علامت به مراتب بدتر است و جامعه این پیام را می گیرد که تلاش برای احراز لیاقت صرفه ندارد و به جای آن باید روی ایجاد روابط سیاسی سرمایه گذاری کرد نه روی کسب مهارت و تجربه مفید! وقتی یک سیاستمدار طوری رفتار می کند که جدیت و شایسته سالاری از آن برداشت می شود این برداشت در رفتار تک تک عاملان اقتصادی تاثیر می گذارد. مثلا یک استاد می تواند در مورد تز دانشجویانش سخت گیر باشد یا سهل گیر. انتخاب بین این دو به این بر میگردد که تصور وی از جامعه چه باشد. اگر تصور کند که سیستم سفله گزین و سفله پرور است دیگر او انگیزه قوی برای سخت گیری بر دانشجو نخواهد داشت زیرا تلاش خود را هدر رفته قلمداد خواهد کرد. اما اگر بداند که مسئولان اهل شایسته سالاری هستند او نیز انگیزه مضاعفی خواهد یافت تا کار خود را با وجدان کاری بیشتر انجام دهد. در واقع یک سیاستمدار قهرمان می تواند جامعه را روی گزینه های مثبت و خوب هماهنگی کند. این کارکرد هماهنگ سازی (coordination) برای توسعه اهمیت بسزایی دارد. بسیاری از سیاستمداران نمی دانند که رفتارهای آنها چه پیامهای نامطلوبی به جامعه ارسال می کند و به همین دلیل از مشاهده تبعات رفتار خود تعجب می کنند اما اگر بدانند که هر رفتار چگونه خوانده خواهد شد شاید دیگر آنقدر تعجب نکنند.

وجود قهرمان در بخش خصوصی نیز اهمیت بسزایی دارد. بگذارید یک کارآفرین موفق را یک قهرمان اقتصادی بنامیم. وجود قهرمان اقتصادی خصوصی یک پیام برای جامعه به همراه دارد و آن این است که موفقیت و رشد در این جامعه ممکن است. در شرایط کنونی ایران غالبا جو یاس و ناامیدکننده ای حاکم است. عموم مردم از کثرت فساد، فقدان ضابطه و حاکمیت رابطه، غلبه زدوبند و معاملات امتیاز به جای شایستگی صحبت می کنند. حال وقتی در چنین جو مایوسی کسی می تواند با کارآفرینی در همین شرایط موفقیتی حاصل کند این موفقیت او پیامی است برای دیگران تا بفهمند که فرصت رشد و موفقیت صفر نیست و می توان در همین شرایط نیز کار کرد. پاشیدن بذر امید و تشویق به تلاش ماحصل بروز موفقیت یک کارآفرین است. در گذشته همواره روشنفکرانی بودند که برای جامعه آیه یاس می خوانددند و پیوسته تکرار می کردند که تا درآمد نفت هست دولت رانتی بر سر کار است و امیدی به تغییر نخواهد بود. موفقیت شرکتهای دانش پایه ای چون دیجی کالا، سایت آپارات، اسنپ و تپسی موجب شد تا باور به اینکه در ایران می توان کار کرد تقویت شود. وجود این باور شرط لازم برای موفقیت است. به همین دلیل معتقدم که می ارزد رسانه ها اطلاع رسانی نمونه های موفقیت را در دستور کار خود قراردهند.

https://telegram.me/ali_sarzaeem

موارد مرتبط