شنبه, 25 مهر 1394 ساعت 16:21

جعفر خیرخواهان: اقتصاد ایران نیازمند تخریب سازنده

جعفر خیرخواهان

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تخریب سازنده یا خلاق (creative destruction) را جوزف شومپتر اقتصاددان شهیر اتریشی- امریکایی (1883 تا 1950) ابداع کرد. شومپتر تاریخ شکل‌گیری و ورشکستگی شرکت‌ها را در اروپا و امریکا بررسی می‌کرد. او نتیجه گرفت که "پیشرفت اقتصادی در جوامع اقتصاد بازار و مبتنی بر رقابت به معنای وجود آشوب و آشفتگی است." او رمز بقای نظام سرمایه‌داری را در پدیده تخریب سازنده دید که فشارهای بازار بر بنگاه‌های اقتصادی، آنها را مجبور به مدیریت کارآمد، نوآوری و معرفی محصولات جدید یا تعطیل‌کردن بخشی از عملیات که سودآور نیست می‌کند. در غیر این‌صورت بنگاه محکوم به نابودی است. شرکت‌هایی مثل آی‌بی‌ام، جنرال الکتریک به این شیوه توانسته‌اند در گذر ایام دوام آورند در حالی که شرکت قدیمی و مشهور کداک که نتوانست با تحولات و نیازهای روز بازار خود را همراه کند از بین رفت و بجز نام چیزی از آن برجای نمانده است.

بانک داده‌های فورچون 500 یک منبع عالی است تا با گذشت زمان ببینیم تخریب سازنده در اقتصاد آمریکا چگونه عمل کرده است.

سه گروه شرکت زیر را ملاحظه کرده و نقطه اشتراک شرکت‌های هر گروه را مشخص کنید:
گروه 1) امریکن موتورز، براون شو، استودبیکر، کولینز ریدیو، دیترویت استیل، زنیث الکترونیکس، و نشنال شوگر رفاینینگ.
گروه 2) بوئینگ، کمپبل سوپ، جنرال موتورز، کلوگ، پراکتر اند گمبل، جان دیر، آی بی ام، و وایرلپول
گروه 3) فیسبوک، ئی‌بی، هوم دپوت، مایکروسافت، گوگل، نتفلیکس، آفیس دپوت و تارگت.

همه شرکت‌هایی که در گروه یک هستند در فهرست فورچون 500 سال 1955 حضور داشتند اما در فهرست سال 2015 خیر.
همه شرکت‌هایی که در گروه دو هستند در هر دو فهرست فورچون 500 سال 1955 و فهرست سال 2015 حضور داشتند.
همه شرکت‌هایی که در گروه سه هستند در فهرست فورچون 500 سال 2015 حضور دارند اما در فهرست سال 1955 خیر.

با مقایسه 500 شرکت امریکایی در سال 1955 با اسامی 500 شرکت در سال 2015 متوجه می‌شویم که تنها 61 شرکت در هر دو فهرست حضور دارند. به بیان دیگر، تنها 12 درصد از شرکت‌های فورچون 500 در سال 1955 هنوز هم پس از گذشت 60 سال در سال 2015 دوام و حضور دارند و تقریبا 88 درصد شرکت‌هایی که در سال 1955 وجود داشتند یا ورشکست شده‌اند، یا ادغام شده یا به تملک دیگران درآمده یا اینکه هنوز حضور دارند اما در فهرست 500 شرکت برتر امریکایی (از حیث درآمد کل) قرار نمی‌گیرند. بیشتر شرکت‌هایی که در فهرست سال 1955 بودند اینک شرکت‌های فراموش شده‌ای هستند.

پس در نظام پویا و پرتحول اقتصاد بازار آزاد در آمریکا که یک چهارم اقتصاد جهان را در تملک خویش دارد، تقریبا 9 شرکت از هر 10 شرکت فهرست فورچون 500 ازبین رفته، ادغام یا کوچک شده است. اینها نشانه همان تخریب سازنده‌ای است که به شکل شکسته‌ شدن، کوچک شدن و از بین رفتن بنگاه‌های ناکارا خود را نشان می‌دهد تا اقتصاد کشور با خونی تازه و قدرتی بیشتر قادر به ادامه فعالیت باشد.

تردیدی نباید کرد 60 سال دیگر که فورچون 500 برای سال 2075 منتشر شاهد خواهد شد بیشتر شرکت‌هایی که اکنون در فهرست هستند وجود نخواهند داشت. این نرخ گردش بالای شرکت‌ها در فهرست فورچون 500 نشانه مثبتی از پویایی و نوآوری در یک اقتصاد بازار مبتنی بر تقاضاهای مصرف‌کننده است.

نکته مهم دیگر اینکه هر چه زمان می‌گذرد میانگین طول عمر شرکت‌ها در فهرست فورچون 500 کمتر می‌شود. برای مثال در سال 1958 میانگین عمر بنگاه‌ها 61 سال بود که در سال 1980 به 25 سال کاهش یافت و در سال‌های اخیر به 18 سال رسیده است. به بیان دیگر در سال 2030 حدود 75 درصد شرکت‌هایی که اکنون در فهرست فورچون 500 قرار دارند وجود نخواهند داشت.

متاسفانه اقتصاد ایران با انبوهی از شرکت‌هایی روبرو است که باید به چنین سرنوشتی دچار گردند اما با کمک‌های بیت المال و اموال عمومی به شکل زندگی انگلی و یا با تغذیه از دارایی‌های خویش به حیات و دوام ادامه می‌دهند. یکی از مهمترین اقدامات در شرایط پساتحریم به‌کارگیری تخریب سازنده برای این شرکت‌ها است که قطعا حرکتی بسیار پرسروصدا خواهد بود و جامعه را دچار آشفتگی و پریشانی می‌کند اما چاره‌ای به جز آن هم وجود ندارد.

پس بنگاه‌های ایرانی در فضای جدید پساتحریم که وارد رقابت جهانی و حضور در بازارهای خارجی می‌شویم اگر می‌خواهند دوام بیاورند باید به دنبال خدمت‌دهی به مشتریان با تولید کالاها و خدمات قیمت پایین و کیفیت بالا باشند. متاسفانه شرکت‌های ایرانی از قبیل شرکت‌های خودروسازی در گذشته نتوانستند رای اعتماد مناسبی از مصرف‌کنندگان بگیرند.

منتفع‌شوندگان اصلی از تخریب سازنده شومپتری که باعث پویایی اقتصاد بازار می‌شود مصرف‌کنندگان هر کشور هستند. امید که سیاستگذاران و تصمیم‌گیران دولتی به آن درجه از هوشمندی رسیده باشند که بنگاه‌های داخلی را وارد جنگ رقابت کنند تا در این صحنه برنده میدان شوند نه اینکه با چنگ‌اندازی به منابع بی‌صاحب و باصاحب کشور، تنها زمان بیشتری برای آنها بخرند بدون اینکه عملکردشان بهبودی پیدا کند.
منبع: اقتصادنیوز

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: