سه شنبه, 26 بهمن 1395 ساعت 18:31

علی سرزعیم: تکمله ایران و سوریه

علی سرزعیم

در کانال تلگرام خود نوشت: وعده داده بودم در مورد حضور ایران در سوریه نظرم را به طور مبسوط بیان کنم. خطری که کشور ما را تهدید می کند ماندگار شدن تفکری است که در انقلاب جا افتاد یعنی تفکری که حکومت ها را یا کاملاً بد یا کاملاً خوب می بیند و همه اقدامات حکومت را یا کاملاً بد یا کاملاً خوب می بیند. این میراث شوم حزب توده بود که دامن گیر جمهوری اسلامی و مخالفان جمهوری اسلامی هم شد و در تحلیل بسیاری از مردم کشورمان هم دیده می شود. اگر انصاف سرلوحه قضاوت ها و اعمال ما باشد باید از اقدامات درست شاه و رضاشاه و جمهوری اسلامی دفاع کنیم و نترسیم که انگ بخوریم. امیدوارم نسل ما و نسل بعدی حامل آن نحوه نگرش  نشود و دوباره اسیر تحلیل های همه یا چیز یا سطحی در مورد حکومتها نشود.

در رابطه با سوریه نیز به نظرم این از جمله مواردی است که حکومت اتفاقاً درست تصمیم گیری و عمل کرد و موضعش قابل دفاع است. برنامه اصلی آنها این بود که نظام سوریه را توسط تکفیریها براندازند و دمکراسی خواستن بهانه بود و یک قتل عام اساسی از علویان وشیعیان در آنجا و سپس لبنان و بعد در عراق راه اندازند و بعد به سراغ ایران بیایند. درعراق واقعا تا بغداد آمدند و آن کس که کمر داعش و این طرح را شکست سپاه و سردار سلیمانی بود که شخصاً جلوی داعش ایستادند. دقت کنید در سوریه هم آخرین کسی که به این معرکه وارد شد حزب الله و ایران بود. قبل از آن همه کشورهای دیگر مداخله را شروع کرده بودند و آنجا شده بود مکانی که همه کشورهای منطقه و اروپا و آمریکا حضور داشتند.

آیا حمایت ایران از حکومت بشار که یک دیکتاتور بود اشتباه بود؟ باید بین بد و بدتر انتخاب کرد. البته تصمیم ایران درست بود و نگذاشت تا داعش یا جبهه النصره بر منطقه حاکم شود. باید اقرار کنم که من هم اوایل کار طرفدار مخالفان سوریه بودم و تصور می کردم که مسئله دمکراسی یا دیکتاتوری است ولی بعدا به نظرم جریانها روشنتر شد. قطعا نظام سوریه بهتر از داعش و جبهه النصره و حاکمیت تفکر عربستان بر این منطقه است. مداخله ایران هم انگیزه مذهبی داشت و قصه دفاع از حرم جدی بود، هم انگیزه دفاع از شیعیان داشت که هم از منظر انسانی و هم منظر دینی درست بود، هم انگیزه سیاسی داشت که می خواست راه و مسیر پشتیبانی مقاومت علیه اسرائیل باز بماند و باید از وجود هلال شیعی برای مقابله با اسرائیل دفاع می کرد.

شیوه حضور ایران هم کاملا قابل دفاع بود یعنی بر اساس نیروهای داوطلب حضور در سوریه طراحی شد و اجباری در کار نبود. برخی شایعه ها را که آدمی می شنود تعجب می کند. شاید خیلی ها ندانند که رفتن به سوریه آنقدر داوطلب داشت که کار به نوبت بندی و پارتی بازی رسیده بود. نکته جالب اینجاست که برخی اروپاییان و نیروهای کماندوی  انگلیس و آمریکا در شمال سوریه حضور دارند و همراه با کردها علیه داعش می جنگند و کشته می شوند و آن را با افتخار بیان می کنند ولی در داخل کشور عده ای با انگیزه مذهبی نیروهای ایرانی برای حضور در سوریه مشکل دارند. من این تناقض را نمی فهمم.

 

در رواندا یک و نیم میلیون نفر قتل عام شدند و دنیا کاری نکرد. اگر مخالفان در سوریه حاکم می شدند آنها چند میلیون نفر را قتل عام می کردند و باز هم دنیا چیزی نمی گفت تازه این بار به واسطه نفوذ صهیونیست ها انگیزه هم داشتند که به روی خود نیاورند کما اینکه الان هم در جنایاتی که آنها مرتکب می شوند به روی خود نمی آورند. مقوله امنیت چیزی نیست که بشود روی آن شوخی کرد و دچار توهم شد و منتظر ماند تا دل دمکراسی های غربی یا نهادهای بین المللی برای ما به درد آیند و کاری برای ما بکنند.

سیاست جمهوری اسلامی برای صیانت از امنیت کشور در منطقه فتنه‌خیز خاورمیانه به نظرم منطقی و قابل دفاع است. البته این به معنی چک سفید دادن به مسئولان امنیتی نیست. تشدید تنش با عربستان و حرفهای تند نظامیان علیه آمریکا صرفاً برای کشور هزینه‌زا هستند و نباید آن را تایید کرد ولی نباید از آن سو هم افتاد و به دلیل وجود چنین نقدهایی اساس استراتژی مقابله با تروریستها در سوریه را تقبیح کرد. پایان جنگ با دیپلماسی است ولی باید با قدرت نظامی شرایط را به سمتی برد که بشود مخالفان را به میز مذاکره کشاند و متقاعد کرد که امتیازی معادل وزن واقعی‌شان به دست آورند. دیپلماسی در شرایطی که مخالفان اسد در توهم بودند که سه ماهه او را ساقط خواهند کرد به تنهایی کافی نیست. در نهایت اینکه من هم از بسیاری از مسئولان و سیاستهای جاری شکایت دارم و با آنها مخالفم ولی سعی می کنم که قضاوت خودم را در موضوعات مختلف تا جایی که می توانم از این احساسم مصون نگه دارم.

https://telegram.me/ali_sarzaeem

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: