یکشنبه, 25 آذر 1397 ساعت 20:56

علی دینی ترکمانی: ایرج دانایی‌فرد و کوچ غریب سرمایه انسانی دیگری

علی دینی ترکمانی

از سال ۵۷ سه خاطره دارم. دو مورد عمومی است و یک مورد شخصی. حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین، شعله‌ور شدن قیام ضد سلطنتی و به بار نشستن آن چند ماهی بعد از جام جهانی و از دست دادن مادرم چند روزی پس از پیروزی انقلاب در اسفند ۵۷.

بامداد ۱۷ خرداد ۵۷: مادرم که می‌داند عاشق فوتبال‌ام، با شنیدن صدای تلویزیون همسایه، به سراغم می‌آید و از خواب بیدارم می‌کند: "پاشو مسابقه فوتبال ایران است". پا می‌شوم و تنهایی، در سن ۱۲ سالگی، به تماشای بازی می‌نشینم. آندرانیک اسکندریان اولین گل را می‌زند اما به دروازه خودی. اسکاتلند با یک گل در اواخر نیمه اول جلو می‌افتد. در دقیقه ۶۰ ، ایرج دانایی‌فرد، توپ را در گوشه چپ میدان دریافت می‌کند و با عبور از سد کاپیتان اسکاتلند از زاویه‌ای بسته به‌سوی دروازه شکیک می‌کند. توپ از خط دروازه عبور می‌کند و بر روی تور می‌نشیند. ایران یک اسکاتلند یک. بهترین نتیجه تیم ملی در ان جام جهانی.

بعد از پیروزی انقلاب، دانایی فرد در سال ۱۳۵۹ ، در چند بازی دیگر با پیرآهن تیم ملی به میدان رفت. با شروع جنگ و تعطیلی مسابقات، او همچون برخی از هم‌بازی‌هایش جلای وطن کرد و ساکن آمریکا شد. برای مدتی در تیم تولسا در اوکلاهما سیتی بازی کرد و به مناسبت خداحافظی پله از تیم کاسموس، با تیم منتخب جهان،به همراه آندرانیک اسکندریان، به میدان رفت و در برابر نام‌آوران جهانی چون پله و بکن بائر و کرایف بازی کرد و خوش درخشید.

طی سال‌های طولانی گذشته خبری از او در ایران نبود. کسی که همچون مریم میرزاخانی نابغه‌ای بود اما در عرصه فوتبال. اینکه چرا به رغم رفت و امدش با ایران، ترجیح داد کنج خلوت را اختیار کند و به‌دور از فوتبال ایران، روزها و شب‌ها را دوره کند نیاز به تامّل دارد. شاید فکر می‌کرد در فوتبالی که به تعبیر فروغ:
"در سرزمین قدکوتاهان
معیارهای سنجش
همیشه بر مدار صفر
سفر کرده است"
جایی برای او نیست. پس چه بهتر که به تعبیر شاملو تن به کوچ غریب بدهد و ایمان به یکرنگی و صداقت را معنا کند:
"کوچ غریب را به‌یاد آر
از غربتی به غربتی دیگر
تا جست و جوی ایمان
تنها فضیلت ما باشد

به‌یاد آر
که تاریخ ما بی‌قراری بود
نه باوری نه وطنی
نه جخ امروز از مادر نزاده‌ام"

ایرج دانایی‌فردها همچون هنرمندان نام‌آور و دانشمندان برجسته، جزیی از سرمایه انسانی جامعه ما هستند. وقتی کوچ می‌کنند و می‌روند، این سرمایه به‌راحتی از دست می‌رود و اقتصاد و جامعه در معرض تندبادهای مختلف قرار می‌گیرد. یکی از شاخص‌ها و نشانه‌های مهم قرار گرفتن ایران در مسیر توسعه پایدار، حفظ سرمایه‌های انسانی جدید و بازگشت سرمایه‌های انسانی پیشکسوت فعال در عرصه‌های هنری و ورزشی و علمی ساکن در خارج از کشور‌ است. این نیز زمانی میسور می‌شود که اتّفاقات مهمی در عرصه نظام حکمرانی رخ بدهد. تا زمانی که فرار مغزها و نوابغ در کار است، امیدی به قرار گرفتن اقتصاد در مسیر توسعه پایدار نیست. نیازی به مباحث پیچیده اقتصادی و مدیریتی و تکنولوژیک نیست. همین شاخص و روند آن گویای بسیاری چیزهاست.

 

۲۵ آذر ۱۳۹۷
علی دینی ترکمانی

https://t.me/alidinee

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: