سه شنبه, 22 مرداد 1398 ساعت 20:30

حسین سجادی فر: نگاهی به یادداشت دکتر فاضلی با عنوان مقایسه ایرانی-عربی تولید و مصرف

سید حسین سجادی فر

دکتر فاضلی در این یادداشت با محاسبه بهره‌وری اقتصادی نشان داده اند که
?هر متر مکعب آب در حاشیه خلیج فارس 63 دلار ثروت تولید می‌کند.
?هر متر مکعب آب در ایران 4.6 دلار ثروت خلق می‌کند.
مهمترین نتیجه ایشان به شرح زیر بوده است
✅ هر شهروند عرب حاشیه خلیج فارس از هر متر مکعب آب 13.6 برابر هر ایرانی، درآمد تولید می‌کند و ساختار تولید ثروت و ساختار مصرف آب در ایران به صورت بنیادین در هر سه بخش شرب، کشاورزی و صنعت ایراد دارد.

?به طور کلی می توان نتایج ایشان را پذیرفت چرا که واقعا آب در ایران به طور کارآمد مصرف نمی شود اما به دلایلی که در ادامه اشاره خواهم کرد، از فرض ها و مقایسه بهره وری اقتصادی آب بین ایران و کشورهای عربی نمی توان چنین نتیجه یی را استنباط کرد.به نظر من تولید ناخالص داخلی تقسیم بر مصرف آب شاخص مناسبی برای مقایسه نیست.یک کالای صنعتی که به آب کمی نیاز دارد را در نظر بگیرید اگر ارزش افزوده این کالا را بر مصرف آب تقسیم کنید این شاخص بسیار بالا خواهد بود. اما برای یک کالای کشاورزی آب بر این شاخص کوچک خواهد بود. برای مقایسه بین کشوری باید ساختار بخش های اقتصادی را در نظر گرفت و صنایع همگن را مقایسه کرد.

?بسیاری از متخصصین همین رویکرد دکتر فاضلی را دارند و معتقدند به دلیل این که بهره وری اقتصادی مصرف آب در بخش کشاورزی کمتر از صنعت است، بنابراین باید مصرف آب بخش کشاورزی به صنعت تخصیص داده شود. در ادامه مطالبی ارائه می کنم تا اشکالات این رویکرد مشخص شود

۱- موجودی سرمایه،نیروی کار،انرژی،آب و زمین نهاده های اصلی تولید هستند. در بخش کشاورزی نهاده آب ضروری،بدون جانشین و مکمل زمین بوده اما در بسیاری از زیر بخش های صنعت، آب کالای واسطه ای بوده و ضروری نبوده و می تواند با سایر نهاده ها جانشین باشد.

2- ماهیت بخش کشاورزی آب بر و ماهیت بخش صنعت سرمایه بر است.ارزش افزوده بخش صنعت در مقایسه با کشاورزی بسیار بالاتر و مصرف آب آن بسیار ناچیز است و بنابراین بهره وری آب در بخش صنعت بالاتر خواهد بود. شاخص بهره وری تک عاملی به هیچ عنوان ملاكی برای تخصیص آب در بین بخش های اقتصادی نمی باشد. بهره وری سرمایه در بخش کشاورزی 1.5 برابر بهره وری سرمایه در بخش صنعت است. اگر بهره وری تک عاملی ملاک تخصیص باشد لازم است سرمایه از بخش صنعت به بخش کشاورزی انتقال داده شود.

3- در محاسبه شاخص بهره وری آب،کل ارزش افزوده بخش صنعت به مصرف آب نسبت داده شده و نقش سایر عامل های تولید در نظر گرفته نشده است. در مباحث اقتصادی،ارزش نهایی تولید آب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از ارزش تولید نهایی آب می توان برای قیمت گذاری استفاده کرد.اگر ارزش تولید نهایی آب در بخش صنعت از بخش کشاورزی بالاتر است باید این بخش قیمت بیشتری برای خرید آب بپردازد.

بازار کارآمدترین مکانیزم برای تخصیص آب است که البته آن هم به وجود و تعریف دقیق حقوق مالکیت ارتباط دارد. با توجه به این که آب یک حق طبیعی انسانی است امکان تخصیص کامل آب از طریق بازار امکان پذیر نمی باشد. در این صورت شاخص بهتر marginal social benefit است. به نظر من پاسخ این سوال را نمی توان داشت مگر آن که بازار آب داشته باشیم و ببینیم مشتریانی که به قیمت بازار می خرند صنایع هستند یا کشاورزان. در اقتصادی که به جای بازار، سیاست گذار می خواهد همه چیز را با دیکته کردن و بخشنامه حل کند، پاسخ من پاسخ مطلوبی نیست. لذا اگر بخواهم یک حدس غیر علمی بزنم، حدسم این است که صنعتی یا کشاورزی بودن برای پاسخ سوال کافی نیست. احتمالا در میان مشتریان بهینه آب هم صنایع خواهند بود و هم کشاورزان، اما صنایعی خاص بیش از بقیه خواهند بود، و برخی محصولات کشاورزی در مصرف آب بهینه تر از برخی محصولات دیگر خواهند بود، و بعد هم از یک محل جغرافیایی تا محل دیگر این ترکیب متفاوت خواهد بود.

4- انحراف قیمت آب از مقادیر تعادلی باعث پایین بودن بهره وری آب در تمام بخش های اقتصادی شده است. اصلاح قیمت ها با در نظر گرفتن اصول کارایی ، امکان پذیری مالی ، انصاف و عدالت، سادگی، انعطاف پذیری منطقه یی بودن و توجه ویژه به کمیابی آب ؛ اولین و مهمترین اقدام محسوب مي شود.
در صورت اصلاح قیمت ها،تخصیص بهینه به صورت درون زا بین بخش های اقتصادی اتفاق می افتد.

5- به دلیل اهمیت و ضرورت امنیت غذایی انتقال آب از بخش کشاورزی به صنعت باید با دقت و کار کارشناسی اتفاق بیافتد

6- در بحث تخصیص آب ،هزینه فرصت بسیار مهم است. هزینه فرصت باید شدنی باشد. هزینه فرصت مصرف آب در بخش کشاورزی آن مقدار آبی است که بخش صنعت می تواند جذب کند.

7-مصرف بهینه آب در بخش کشاورزی ابزاری بسیار کارآمد برای کاهش فقر و بهبود توزیع درآمد است.

۸- آلودگی تولیدات بخش صنعت در مقایسه با کشاورزی بسیار بیشتر است و تولیدات بخش کشاورزی دارای اثرات بیرونی مثبت است. بدین مفهوم که با تخصيص يك مقدار مشخص آب در بين بخش هاي اقتصادي، تولیدات بخش کشاورزی به کیفیت محیط زیست کمک می کند.

۹- آب مصرفی در بخش کشاورزی در مقایسه با صنعت بسیار کمتر از دسترس خارج می شود.

1۰- ضریب فزاینده مستقیم و غیر مستقیم تولید نشان می دهد که اگر یک واحد سرمایه گذاری در بخش خاصی انجام گیرد، افزایش تولید به چه میزان خواهد بود. این ضریب برای بخش صنعت 2 و برای کشاورزی 1.6 می باشد. بنابراین بخش کشاورزی در اقتصاد از اهمیت خاصي برخوردار است. نورث معتقد است رشد بخش خدمات و صنعت ناشي از افزايش بهره وري نهايي بلند مدت كشاورزي بوده است. به عنوان نمونه،بخش توليد صنايع غذايي و خدمات مرتبط با آن و همچنين بخش حمل و نقل به بخش كشاورزي وابستگي زيادي دارد.

?به احتمال زیاد دکتر فاضلی بر نکاتی که من اشاره کردم آگاهی داشته است. هدف ایشان از نوشتن یادداشت این بوده است که اهمیت آب و بهره وری پایین مصرف آب را برای خوانندگان برجسته کنند.

به هر حال من هم معتقدم که ایران یک کشور کم آب بوده و محدودیت آب در دسترس، می تواند قید مهمی برای دستیابی به رشد اقتصادی فراگیر باشد.
توجه سیاست گذاران را به این نکته جلب می کنم که برای حفظ پایداری بلند مدت کشور عزیزمان باید به سمتی حرکت کنیم که مصرف آب بهینه شده و با ظرفیت اکولوژیکی کشور متناسب باشد.

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: