چهارشنبه, 25 دی 1398 ساعت 19:24

امیر حسین خالقی: در دفاع از شل بودن دولت؛ جوانها بیایند اوضاع درست می شود؟

 

"در مکزیک که کل فرایند اجرا زیر سایه قانون سيكسينو (تغییر گسترده کارکنان دولت هر شش سال یكبار) قرار دارد، اجرای سیاستها از ریتم خاصی پیروی می کند. دو سال اول دولت یک رئیس جمهور صرف وظیفه سنگین جابه جایی افراد های بین نهادهای مختلف می شود. روسای جدید سازمانها و نهادها باید با محیط های جدید آشنا شوند و اولویت ها را تعیین کنند. سه سال آخر دوره شش ساله مجریان به شدت محتاط می شوند و از اجرای سیاست هایی که شاید مورد حمایت دولت بعدی نباشد سخت واهمه دارند.

 

کارکنان رده بالا نیز با نزدیک شدن به پایان دوره شديدا مشغول زد و بند برای تصدی مناصب

جدید می شوند. تنها در دو سال میانی دوره، اقدامات جدی در راستای اصلاحات انجام می شود که به هیچ وجه برای تامین بنیه مورد نیاز کافی نیست ... نکته مستتر در همه این موضوعات نیاز به ارتقای شغلی خود با رئیس ارشد خود است.

 

یک کارمند اداری اگر حامی شدید سیاستی شناخته شود شاید بسیاری از چیزهایش و به ویژه شغلش در مخاطره قرار بگیرد. ... هنگامی که سیاستی برای اجرا در یک نهاد اداری به جریان می افتد. به گونه ای اجتناب ناپذیر نشت اقتدار وجود خواهد داشت. در جایی که پاسخگویی و ناقص و فشل است و در جایی که جابه جایی های گسترده در جریان است، نشت اقتدار می تواند به خونریزی شدید منجر شود.

 

اصالت شغل در این موارد به مقاومت مجریان در برابر اجرای سیاست هایی که از بالا دیکته شده اند، منجر می شود. مقاومت در اغلب موارد به شکل ... حفظ ظاهر انجام می شود، به طوری که مجریان تلاش می کنند خود را در نظر عموم مدافع و حامی یک برنامه نشان دهند اما در خفا تنها کمکی کوچک (ظاهری) به انجام آن می کنند.

 

کارکنان اداری در جهان سوم از سوی محققان و مسئولان نهادهای کمک خارجی با صفاتی چون تنبلی، نبود اراده، و نبود تعهد به اصلاحات شناخته می شوند. این محققان توجه بسیار کمی به محاسبه فشارهایی که این کارکنان اداری با آنها مواجه بوده و اینچنین تنبل و غیر متعهد شان ساخته است، مبذول نموده اند. موفقیت سیاست های عمومی از طریق نسل جدیدی از مجریان محتمل نیست. مسلما موفقیت سیاست ها با تمرکز صرف بر تکنیک های جدید مدیریت حاصل نمی شود".

 

این بخشی از کتاب دولت در جامعه اثر جوئل میگدال است، اوضاع منحصر به ایران نیست، هر چند وضع ایران از بسیاری جهات از بقیه کشورهای در حال توسعه مصیبت بارتر است، نگارنده این سطور که به دولت، هیچ دولتی، امید ندارد، ولی جان کلام اینست که بدون پروژه سیاسی مناسب و ظهور و رسوب تدریجی نهادهای کارآمد در طی زمان اوضاع تغییری نخواهد کرد، حتی اگر آدم ها را عوض کنیم. حالا که حرف از جوانگرایی است، بد نیست خیلی تخیلی فکر نکنیم، والله اعلم.

 

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: