چهارشنبه, 07 اسفند 1398 ساعت 20:30

امیر حسین خالقی: در باب کرونا و رانندگی سوری ها


فرض کنید کسی می گوید ایتالیایی ها در رانندگی بسیار بی مبالات تر از سوری ها اند، از او می پرسید از کجا به این نتیجه رسیده است؟ پاسخ می دهد که تعداد جریمه های رانندگی دو کشور را مقایسه کنید، اولی بسیار بیشتر از دومی است!

احتمالا مجبورید با لبخند با قضیه روبه رو شوید، شهود کلی ما در مورد ادعای بالا خلاف اینست و البته می تواند غلط باشد، ولی دستکم این را می دانیم که در کشوری جنگزده اساسا خیلی پلیس درست و درمان و سیستم آماری جدی وجود ندارد که حالا به آمارش اتکا کنیم. در مورد مرگ حدود ۱۶۰۰۰ هزار نفر از آنفولانزا در آمریکا هم قضیه متفاوت نیست.

منبع این آمار مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده است و بر اساس یک مدل ریاضی پیچیده (و نه سرشماری) برآوردی را ارائه می کند. در مورد نمونه آمریکا کم و بیش اوضاع قابل پیش بینی است و در این سال ها هر سال از ۱۲ هزار تا ۶۱ هزار نفر به دلیل ابتلا به آنفولانزا فوت کرده اند. نکته مهم اینست که  جز سال ۲۰۰۹ و قضیه آنفولانزا خوکی اوضاع قابل کنترل و پیش بینی است و اپیدمی به مفهوم فراگیری افسارگسیخته به حساب نمی آید.

اما نکته مهمتر که به قضیه رانندگی بالا هم مربوط می شود، اینست که در ینگه دنیا برآورد مشخصی از تعداد مبتلایان هم وجود دارد از ۹ میلیون تا ۴۵ میلیون نفری که مبتلا به انواع کرونا می شوند و حتی خیلی هایشان نیاز به مراجعه به پزشک پیدا نمی کنند، مسئله ما اینست که در ایران حدود ۱۹ نفر از هموطنان ما از کرونا فوت شده و در حال حاضر فقط ۱۳۹ نفر مبتلا به این بیماری شناسایی شده اند. از اطلاعات نادرست رایج در این روزها در شبکه های اجتماعی بگدریم، چند نفر پیدا می شوند که چنین آماری را واقع بینانه تلقی کنند؟


این عدد بسیار نگران کننده است، از نظر منطقی می شود فرض کرد تعداد مبتلایان همین حدود است و فرایند درمان به دلایل شاید موجه خوب عمل نکرده است یا حالت دیگر اینکه تعداد مبتلایان بسیار بیش از این است و تعداد شناسایی شده ها بسیار اندک است. این دومی به این معناست که فرایندی گردآوری اطلاعات آنقدر ضعیف است که مثل آمار جریمه های رانندگی سوریه نباید خیلی آن را جدی گرفت و البته هر دو حالت خبرهای خوبی نیست.

چیزی که باید آموخت اینست که در ایالات متحده بالاخره مرکزی هست که همه جای دنیا از جمله ایران آمار آن را معتبر می دانند، ولی بعید است در ایران کسی حرف مقامات رسمی را جدی بگیرد. روابط عمومی هم که دانشی فراموش شده در مملکت آریایی اسلامی است و هر کسی حرفی می گوید. اینکه کمتر تشکل جدی و مستقلی پیدا می شود که در این قبیل موارد اضطراری مردم حرفش را جدی بگیرند و خیلی ها به حرف مقامات رسمی محل گربه هم نمی گذارند، البته خود مصیبت کمی نیست. والله اعلم.

*مثال سوریه تنها برای تقریب ذهن و تصادفی انتخاب شده است.

CDC: Centers for Disease Control and Prevention

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: