سه شنبه, 13 اسفند 1398 ساعت 20:10

مصطفی نصراصفهانی: فاج فَکتوری که بزرگ شد!

تلاشی برای ریشه‌یابی گسترش فساد در جمهوری اسلامی

 

سال 92 در خلال ترجمه کتاب نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر نوشته دن اریلی (که البته عنوان «به طور پیش‌بینی‌پذیر غیرعقلایی» را برایش انتخاب کرده بودم) به عبارتی برخورد کردم که نمی‌توانستم معادل دلچسبی برایش پیدا کنم! آن عبارت «Fudge Factor» بود. ترجمه بنده از کتاب نیمه‌تمام ماند و هیچگاه به اتمام نرسید ولی خوشبختانه ترجمه رامین رامبد با کیفیت خوبی در همان سال به چاپ رسید. ایشان عبارت مذکور را «عامل قصه‌بافی» ترجمه کرده‌اند. در سال‌های بعد نیز چندین ترجمه دیگر از کتاب بیرون آمد که بنده موفق به مطالعه آن‌ها نشده‌ام.

 

در فیزیک، علوم مهندسی و مدلسازی به چنین عاملی(Fudge Factor) ضریب تصحیح گفته می‌شود و نقش آن توضیح مواردی است که توسط مدل نظری توضیح داده نشده است.

 

آزمایش‌های دَن اریلی در رابطه با تقلب و ارتکاب جرم نشان می‌دهد که تصویرِ ذهنی هر فرد از خودش بسیار مهم است.   هر فردی دوست دارد آدم خوبی باشد، اما به اندازه یک ضریب تصحیح به خودش اجازه می‌دهد که مرتکب جرم شود! و اگر جرمی که مرتکب می‌شود در حد و اندازه آن ضریب تصحیح باشد همچنان خودش را آدم خوبی تلقی می‌کند!

 

نکته‌ای که در آزمایش‌های اریلی آشکار شد این بود که اندازه این عامل قصه‌بافی مستقل از میزان عایدی حاصل از ارتکاب جرم و یا احتمال لورفتن است، اما در موقعیت‌های متفاوت تغییر می‌کند!

 

جمهوری اسلامی در سال 57 با افرادی شروع به کار کرد که در جیب‌هایشان دو خودکار داشتند: یکی برای کارهای شخصی و یکی برای امور عمومی! (در موتورهای جستجو می‌توانید عبارت «خودکار+بیت‌المال» را بزنید تا نمونه‌های جالبی را پیدا کنید)

 

اما با گذشتِ زمان و مواجهه با پیچیدگی و بزرگی اعداد و ارقام در سطوح کلان، این فاج فکتور هم بزرگ شد. بعضی ادعا می‌کنند که مرحوم هاشمی رفسنجانی در بزرگ شدن فاج فکتور مسئولین نقش بسزائی داشته‌اند.

 

با اینحال، ضعف فقه در این موارد هم غیرقابل انکار است. به عنوان مثال، در موارد متعددی از احکام فقهی به «عرف» استناد می‌شود ولی هیچ متر و معیار مشخصی برای شناسائی عرف معرفی نمی‌شود! یا در مواردی از الفاظی مثل «ناچیز» یا «کم» استفاده می‌شود در حالی که ممکن است افراد مختلف، «ناچیز»های متفاوتی داشته باشند!! عدم ارائه متری مشخص، اثرات جالبی دارد که باید آن‌ها را جداگانه مورد بررسی قرار داد.

 

می‌توان ادعا کرد بسیاری از مفاسدی که در این سال‌ها اتفاق افتاده‌اند ریشه در همین سهل‌انگاری یا فاج فکتورِ بزرگ-‌شده دارد و می‌توان در طراحی‌ها از این حقیقت برای پیشگیری از مفاسد استفاده کرد.

منبع: https://t.me/BehavioralEconomicsAndFinance

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید:

1 نظر

  • پیوند نظر جمعه, 16 اسفند 1398 ساعت 05:31 ارسال شده توسط درویش علی کولاییان

    خاک اگر بر سر بریزی زلف هم خاکی شود !!

    مکاشفات دوستان اقتصاددان ما به فاج فکتور هم کشیده شد . ریشه‌یابی گسترش فساد در جمهوری اسلامی آن ها را به شگفت گویی کشانده است . خود غافلند همه این گرفتاری از الگوی کهنه شان آب می خورد . صد ها و صد ها میلیارد دلار مالیه حاصل از نفت و گاز متعلق به مردم ، طی نیم قرن اخیر که نقد و بسیار هنگفت بوده است ، تحت فتوای همین عالیجنابان درآمد غیر مالیاتی برای دولت معرفی شد و هنوز هم می شود . با چنین فتوایی که اقتصاددانان ما مفتی آن می شوند ، مردم از آن چه که از میراث نقد و گرانبهای خود به دولت و حکومت می دهند بی خبر گذاشته می شوند . اگر این مالیه هنگفت چون آیتم های مالیاتی دیگر ، بخشی از مالیات مردم شناخته می شد ، مردم مانند دیگر آیتم های مالیاتی قبض و رسیدی برای آن در یافت می نمودند ، از سهم خود و پرداخت سهم خود و از مقدار و میزان آن ، همه ساله با خبر می شدند و خانوار های ایرانی قهراً ناظر مالی بی مزد و مواجب می شدند و نظارت عمومی نیرومندی در این میان خلق می شد که قویاً با فساد و اختلاس مقابله می کرد و مانند هر پروژه بزرگ ملی در جریان هزینه ، نقش مهم نظارت از سوی جمعیت ده ها ملیونی مردم جریان می یافت . اما افسوس ، شاهدیم با فتوای نادرست اقتصاددانان و جزم اندیشی شان ، درآمدهای نقد و بسیار هنگفت نفت و گاز ملی شده ایران ، کماکان و طبق الگوی کهنه اقتصاددانان ایرانی غیر مالیات محسوب می شود و این با فتوای زهر آلود شان طی تمامی نیم قرن اخیر این اتفاق ادامه دارد . حالا طلبکار ایشانند و یکی از همین عالیجنابان امروز فاج فکتور را برایمان علم می کند !!
    فاعتبرو ا یا اولی الابصار !