یکشنبه, 05 مرداد 1399 ساعت 11:02

آلبرت بغزیان: ضرورت‌های فعلی اقتصاد از مسکن تا بورس

در شرایط فعلی اقتصاد ضرورت دارد که بانک مرکزی تخصیص ارز را بخوبی انجام دهد و آن را بدرستی مدیریت کند. این اقدام به تصمیم گیران و فعالان اقتصادی کمک می‌کند تا نیازی نباشد که دائم در تصمیم‌هایشان تجدید نظر کنند، وارد سودهای کوتاه مدت شوند و به بازارهای دیگر روی آورند. پس در مرحله نخست تخصیص ارز در این زمینه اهمیت دارد. به‌عنوان مثال در حال حاضر قیمت طلا بالاست. مردم ترس نوسانات بازار را دارند و کسی که 20 میلیون تومان دارد از داشتن آن احساس امنیت نمی‌کند چون احساس می‌کند با این مبلغ نمی‌تواند هیچ نوع سرمایه‌گذاری داشته باشد. اعتماد مردم در بازار از بین رفته است. پس تا نرخ ارز آرام نگیرد مشکل حل نمی‌شود. علاوه بر تخصیص ارز می‌بایست نرخ ارز کاهش پیدا کند یعنی الان قیمت‌ها همچنان بالاست و بنابراین تقاضا و عرضه کم و به‌دنبال آن رکود عمیق‌تر می‌شود. ضرورت دیگر بحث جدی گرفتن پرونده‌های اختلاس است که در این زمینه اهمیت دارد. در حال حاضر قوه قضائیه دراین زمینه خوب عمل می‌کند و امیدواریم ادامه داشته باشد. در بحث قوه مقننه نماینده‌ها نظرات عجیب و غریبی دارند و راهکارهای آنها نخریدن کالاهای لوکس و میوه است. نخریدن راحت نیست و نباید جیره‌بندی کرد. نباید به جای مداوا به سمت مسکن پیش برویم. راهکار دیگر این است که به تولید کمک کنیم که هزینه‌اش کم‌تر شود و به سمت تقاضا گرایش پیدا نکنیم. کمک به تولید این گونه است که به جای اینکه وام به افراد تقاضاکننده داده شود به تولیدکننده اختصاص یابد. یعنی به کسانی که خانه‌سازی و انبوه‌سازی می‌کنند. تخصیص وام به بخش تقاضاکننده موجب افزایش قیمت می‌شود بدون اینکه بتواند تولید را تکان دهد و اکثراً مشکل قطعات یدکی و برخی مسائل دیگر را دارد. اما اولویت نرخ است که برای بازار و افزایش قیمت بهانه نشود .جریان فعلی اقتصاد و بازار بر مسکن و خودرو و لوازم خانگی تأثیر گذاشت که بالا رود و توان خرید کاهش پیدا کند. بحث دیگر در این زمینه بحث بازار سرمایه است. بازار سرمایه را باید عمیق‌تر کنیم و این هدف با افزایش درصد شناوری‌ها و کاهش درصد تصدی گری دولت محقق می‌شود. دولت باید درصد سهامداری‌اش را کم کند اما همچنان نظارت داشته باشد تا بازار سرمایه بتواند چیزی برای عرضه داشته باشد. اقدام دیگر در این زمینه معرفی ابزارهای مالی جدید به تولیدکننده‌هاست که این کار آسانی است. به‌عنوان مثال درحال حاضر شما قدرت خرید یک خانه را ندارید اما قدرت خرید 10 متر زمین را دارید چون با 300 میلیون تومان نمی‌توانید مسکن خریداری کنید به جای آن در بازار طلا، بورس و ارز و خرید و فروش آن می‌توانید فعال باشید. از سوی دیگر اگر کارگزاری‌ها و صندوق‌های سرمایه‌گذاری با کمک سازمان بورس و بانک مرکزی صندوق زمین و مسکن، مستغلات را ایجاد کنند، مشکل تأمین مالی به وجود نمی‌آید و تولید‌کننده اگر مشکل مالی داشته باشد و بخواهد از بانک وام بگیرد به سراغ ابزار بازار سرمایه می‌رود و سهامی را می‌فروشد تا تأمین مالی کند. انبوه ساز هنگامی که املاک را برای پیش فروش عرضه کند، می‌گوید من یک هزار آپارتمان دارم و همه این‌ها را به بازار عرضه می‌کند و هرکس به اندازه توانش مقداری از آن را خریداری می‌کند. از یک طرف تأمین مالی انجام گرفته و خانه در حال ساخت و ساز است. از طرف دیگر طرف نگران نیست که چه زمانی ساختمان را بفروشد چون اوراق آن را فروخته است. و هرکسی که بتواند به اندازه آن متراژ سهم بیاورد می‌تواند از آن مسکن استفاده کند. با این راهکار مشکل مسکن حل می‌شود و هم مسکن ارزان‌تر می‌شود و هم مردم می‌توانند اگر هم بودجه کافی ندارند چند متر خریداری کنند. همه اینها یعنی در نهایت مهار استرس و بار روانی مردم اهمیت دارد.

ایران

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: