پنج شنبه, 09 مرداد 1399 ساعت 10:36

سعید لیلاز: قرارداد با چين كاهش فشار آمريكاست

قرارداد 25ساله ايران و چين طي روزها و هفته‌هاي گذشته به چالشي بدل شده که بعضا دوگانه‌هايي‌را به‌وجود آورده است. برخي معتقدند به اين دليل که چين طي سال‌هاي آينده به قطب نخست اقتصادي دنيا تبديل خواهد شد اين قرارداد مي‌تواند براي کشورمان بسيار پرفايده و مثمرثمر باشد، اما در طرف مقابل برخي نگراني‌هايي از درصد تاثير و نفوذ چيني‌ها در کشورمان را مطرح مي‌کنند. اين در حالي است که پيش‌نويس قرارداد ايران و چين با تيتر «برنامه همکاري‌هاي جامع فيمابين جمهوري خلق چين و جمهوري اسلامي ايران» نشان مي‌دهد نگراني‌ها درباره تبعات اين قرارداد بي‌مورد است. سعيد ليلاز تحليلگر سياسي، اقتصادي اصلاح‌طلب هم معتقد است: «از يک منظر ليبرالي و با توجه به منطق بازار ما بايد با چين قرارداد ببنديم.»

روابط کشورها بر منافع اقتصادي جلو مي‌رود

يک فعال سياسي اصلاح‌طلب در خصوص قرارداد 25ساله ايران و چين و برخي مخالفت‌ها با اين قرارداد اظهار داشت: راجع به قرارداد ايران و چين از منظرهاي مختلف در مخالفت، نکاتي مطرح است. مهم‌ترين پرسشي که مطرح مي‌شود اين است که اگر قرار است ما با چين و روسيه و ونزوئلا و غيره ببنديم، چرا با آمريکا نبنديم؟ اولين پاسخ اين است که روابط اقتصادي ميان کشورها همان‌طور که از نامش پيداست بر اساس منافع اقتصادي جلو مي‌رود. ايلنا نوشت، سعيد ليلاز گفت: من معتقدم اگر در آينده ايران به يک کشور کاملا عادي در صحنه بين‌الملل هم تبديل بشود، در آن صورت ايران به سوي اروپا خواهد گراييد نه به آمريکا. نکته دوم اينکه ايالات‌متحده آمريکا جز در سايه يک روابط امپرياليستي حاضر نيست با ايران روابط اقتصادي داشته باشد. وي ادامه داد: اين روابط امپرياليستي شامل اختلال‌آفريني در روابط اقتصادي ايران و اروپا هم مي‌شود. يعني آمريکا راضي به اينکه ايران با اروپا کار کند هم نيست. عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران بيان کرد: اساسا علت اينکه آمريکا از برجام خارج شد، همين بود. چون يک ايران دموکراتيک، همراه ايراني با گرايش اقتصادي به سوي اروپا است. ليلاز در خصوص قرارداد ايران و چين اظهار کرد: در هر معامله و قراردادي بايد فرض را بر اين گذاشت که طرف مقابل قصد برداشتن کلاه ما را دارد و بايد حواس‌مان جمع باشد. اما چه چيزي باعث مي‌شود که قرارداد با چين را خوب بدانيم و بتوانيم حواس‌مان را جمع کنيم؟ مهم‌ترين نکته اين است که طرف‌هاي اقتصادي را متکثر و متنوع کنيم و بين خريداران رقابت بيندازيم. اتفاقا من از يک منظر ليبرالي و با توجه به منطق بازار مي‌گويم که ما بايد با چين قرارداد ببنديم.

بين قدرت‌هاي جهاني موازنه ايجاد کنيم

سعيد ليلاز در خصوص تاثير چين بر سياست داخلي کشورمان بيان کرد: درآمد سرانه چيني‌ها يک‌دهم آمريکايي‌ها هم نيست. چين هنوز يک قدرت نظامي بين‌المللي نشده است و تا رسيدن به چنين قدرتي، چند دهه فاصله دارد. وي بيان کرد: آمريکا يک قدرت زميني، هوايي و دريايي جهاني است. مثلا در حوزه نيروي دريايي، مجموع تناژ تجهيزات نصب‌شده بر کشتي‌هاي جنگي آمريکا معادل 17 کشور بعد از خودش است. يک چنين کشوري با اين قدرت اقتصادي، يک ژاندارم جهاني است. چين اصلا نقش ژاندارم جهاني ندارد. اين تحليلگر اقتصادي مطرح کرد: نکته ديگر اينکه چين همسايه ما نيست و نمي‌تواند نسبت به ما تحرک خاصي داشته باشد. ايالات‌متحده آمريکا يک قدرت جهاني و همسايه همه است. آمريکا در همسايگي تمام کشورهاي جهان قرار دارد. ارتش آمريکا تقريبا در سراسر جهان حضور دارد. همين الان آمريکا در خاورميانه، همسايه ما است و در تمام کشورهاي همسايه ما حضور دارد. اما چين اصلا در اين موقعيت نيست. فعال سياسي اصلاح‌طلب اضافه کرد: در واقع ايران الان طولاني‌ترين مرز مشترک را با آمريکا دارد نه با کشورهاي منطقه. عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران تاکيد کرد: وقتي من از قرارداد با چين دفاع مي‌کنم به اين معني نيست که چيني‌ها آدم خوبي هستند اما آمريکايي‌ها نيستند. چيني‌ها نسبت به آمريکا در موقعيتي نيستند که بتوانند به ما آسيب برسانند يا مناسبات سلطه‌گرانه ايجاد کنند. وي در خصوص همکاري ايران با ساير اقتصادهاي دنيا گفت: ما بايد بتوانيم بين قدرت‌هاي جهاني موازنه ايجاد کنيم تا زنده بمانيم. چون ايران کشوري است که نمي‌تواند به‌کلي زير سلطه يک قدرت خارجي برود، در نتيجه مجبور است که بين قدرت‌هاي جهاني، موازنه برقرار کند. ليلاز ادامه داد: آمريکا کشوري است که به محض اينکه بر کشوري مسلط مي‌شود، براي بقيه کشورها نيز تعيين تکليف مي‌کند که چه کشور ديگري به آنجا بيايد يا نيايد. کاري که همين الان دارد با مصر، پاکستان، عراق و عربستان مي‌‌کند. وي تصريح کرد: همين الان کشوري مانند آلمان با عمق جان مخالف تحريم‌هاي اقتصادي ايران است و علاقه دارد در ايران حضور داشته باشد اما به دليل دستور آمريکا مبني بر عدم حضور در ايران، جرات همکاري با ما را ندارد.

مهم‌ترين اولويت ملي

فعال سياسي و اقتصادي اظهار کرد: من معتقدم ايران اگر با چين يا با هر قدرت جهاني، براي شکستن اين بن‌بست و ظلم آمريکا، قرارداد ببندد، مجاز است. من از برخي افرادي که با قرارداد با چين مخالف هستند، شگفت‌زده هستم. به نظر من بسياري از اين افراد هيچ استدلال خاصي ندارند. من مي‌گويم به‌جز چين با 10 کشور ديگر هم بايد قرارداد ببنديم. اگر چين اجازه نداد ما با ساير کشورها قرارداد ببنديم، آنگاه مي‌توان گفت قرارداد خائنانه است. وي در خصوص اينکه چرا اکنون چيني‌ها از ايران نفت نمي‌خرند بيان کرد: واقعيت اين است که چين که به خاطر علاقه به ايران نيست که به سوي ما آمده است. بنا به علل و دلايل گوناگون به دنبال بستن قرارداد با ما هستند. در دو سه سال اخير تضاد چين با ايالات‌متحده آمريکا، عمده‌تر و گريز‌ناپذيرتر از چيزي شده است که بتوان آن را به تعويق انداخت. حتي به نظر من ترامپ مخلوق اين تضاد است نه خالق آن. الان برخورد آمريکا و اروپا را با شرکت هواوي شاهد هستيم. وي در خصوص مهم‌ترين اولويت ملي در شرايط فعلي اذعان داشت: در حال حاضر مهم‌ترين اولويت ملي ما خارج شدن و خنثي کردن فشار ايالات‌متحده آمريکا است. به نظر من اين بزرگ‌ترين و آخرين فشار خارجي بر جمهوري اسلامي و بر ايران است. اگر از اين مرحله عبور کنيم ديگر با چنين فشاري مواجه نخواهيم شد.

آرمان ملی

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: