یکشنبه, 05 ارديبهشت 1395 ساعت 19:02

کتاب بررسي جنبه هاي روش شناختي اقتصاد كينز

کتاب بررسي جنبه هاي روش شناختي اقتصاد كينز

نویسندگان: هاشم پسران و توني لاوسون

ترجمه غلامرضا آزاد (ارمكي)،

تهران: انتشارات دیدار، 1376

 

 

 

معرفی کتاب در سایت مدرسه اقتصاد

اگرچه دامنه موضوعات مطرح شده در فصل های کتاب محدود است، با این حال، به سهم خود نشانگر این است که پیشبردهای روش شناختی کینز بسیار گسترده بوده و هنوز هم به شدت مرتبط باقی مانده و هم در موضوعات مهم وبحث برانگیز در دانش اقتصاد مطرح است.

اشاره: آنچه در ادامه آورده شده است معرفی کتاب بررسی جنبه های روش شناختی اقتصاد کینز است که توسط هاشم پسران و لاوسون تالیف شده است.در این كتاب تلاش بر آن بوده تا اهمیت بیش از اندازه‌ای كه امروزه به تكنیك‌های علمی(ریاضیات پیشرفته)، در رشته اقتصاد داده می‌شود، تعدیل شود. این کتاب در سال ۱۹۹۵  و ۲۷۰ صفحه به زبان انگلیسی توسط  Routledge; Reissue edition منتشر شد نشر دیدار به قلم غلام رضا آزاد ارمکی در سال ۱۳۷۶ آن را ترجمه کرد.

اخیرا آثار زیادی در زمینه روش شناسی علم اقتصاد منتشر شده است. هرچند این آثار کمک های با ارزشی به این هدف، کرده اند، ولی هیچ یک از آن ها عمیقا به بررسی پیشبرد کینز در روش شناسی اقتصاد نپرداخته اند، این در حالی است که مطالعات کینز در روش شناسی کم اهمیت نیست. در واقع، نقش کینز در پیشبرد مسائل روش شناختی در نظر گرفته نشده است و تحت تاثیر سایر آثارش در تجزیه و تحلیل سیاست ها و نظریات اقتصادی قرار گرفته است. مجله اقتصادی کمبریج برای جبران این کمبود، در یکصدمین سال تولد کینز در سال۱۹۸۳، کنفرانسی درباره مسائل روش شناختی در آثار مطرح کینز برگزار کرد. میزان علاقه ای که در این کنفرانس به این موضوع نشان داده شده ، چنان بود که تصمیم گرفته شد تعدادی از مقالات انتخابی به صورت اثر مستقلی انتشار یابند. کتاب حاضر حاصل چنین تلاشی است.

فصل های این کتاب نه تنها دید کلی به جوانب مختلف پیشبرد کینز در مسائل روش شناختی دارد، بلکه به شفاف سازی آثار کینز، توسعه و انتقاد از آن ها نیز می پردازد. قبل از ارایه خلاصه نکات ویژه فصول، بیان کنیم که این کتاب به چه چیزی دست نیافته است.

اول، این مجموعه نه تنها طرحی واحد از مباحث ارائه نمی کند، بلکه انتقادات و تفاسیر متضادی از آثار کینز را شامل می شود. به طور مثال، در حالیکه هاجسون دیدگاه و موضع فکری کینز را تجربه گرا و عقل گرا می داند، کارابلی وی را ضد تجربه گرا و ضد عقل گرا می خواند. این تفاوت ها تا حدی ناشی از استفاده متفاوت از کلمات است که خواننده باید نسبت به این تفاوت ها آگاهی داشته باشد. هرچند اختلاف در استفاده از کلماتی مانند عقل گرایی، در متون معاصر مخصوصا فلسفه علم کاملا رایج است. به همین دلیل، ترجیح دادیم هر نویسنده، تعریف خاص خود را از کلمات به کار رفته شده در مقاله اش را بیان کند.

دوم، این کتاب تفسیر واحدی از اینکه کینز و مکتب کینزی چیست، ارائه نمی دهد. در حالیکه در بسیاری از فصول از این کلمات برای اشاره به ادعاها و نظریه های کینز استفاده می کنند. به طور مثال، رن_ لوئیس به طور آشکار از این کار خودداری می کند. در این مورد اصطلاح کینزی برای مدل هایی استفاده می شود که در آن ها “تقاضای موثر نقش اصلی را در تعیین مقدار تولید، اشتغال و بیکاری” دارد.

در آخر، به این دلیل که فصل های مختلف کتاب به توسعه و انتقاد از دیدگاه های کینز می پردازد، اما این کتاب نمی تواند شرح کاملی از سهم کینز در طرح مسایل روش شناختی را نشان دهد. با این وجود این کتاب نقطه ای برای شروع است.

در فصل اول این کتاب، هاجسون به بررسی دیدگاه های کینز نسبت به انتظارات و رابطه میان فعالیت اقتصادی و انتظارات می پردازد. هاجسون استدلال می کند که کینز به حد کافی نتوانسته است به اهمیت نهادها و سازمان های فرهنگی و اجتماعی که به انتظارات رنگ و ماهیت می دهند بپردازد. در حالیکه، هاجسون با تاکید بر اهمیت نهاد ها، بر مشکلات تدوین نظریه ای درونزا درباره نهادها، که بدون آن نقد وی از کینز نیز ناقص خواهد بود، واقف است. هاجسون معتقد است که کینز مفهومی روانشناختی و عقل گرایانه از کنش انسانی به دست میدهد که به هر حال با عدم اطمینان نسبت به آینده مشخص می شود.

در تجزیه و تحلیل هاجسون، آنچه اهمیت بنیادی دارد نظریه کینز از شکل گیری انتظارات و ماهیت اساسا نا مشخص انتظارات بلند مدت است. این موضوعی است که در فصل سوم شیلا داو و الکساندر داو به شرح و بسط آن پرداخته اند. این نویسندگان به مساله روحیات حیوانی در تجزیه و تحلیل کینز پرداخته اند و چگونگی ارتباط این مساله با مسایل مربوط به احتمالات که از آثار اولیه کینز است را نشان می دهند. هاجسون به عوامل فرهنگی و اجتماعی بیشتر اهمیت می دهد و معتقد است که مطالعه نقش و ماهیت نهادها، سبب به وجود آمدن دیدگاههای جدید می شود. در حالیکه الکساندر داو و شیلا داو بر این موضوع تاکید دارند که علوم اجتماعی را نمی توان پیش بینی و بر آورد کرد. و معتقدند که اقتصاددانان به جای پیش بینی عوامل اجتماعی، باید به فکر تغییر روحیات در اقتصاد باشند.

رن- لوییس نیز موضوع شکل گیری انتظارات را بررسی می کند و نشان میدهد که چگونه در عمل، فرآیند شکل گیری انتظارات در برخی مدل های خاص اقتصاد انگلستان وارد می شود. رن لویس پاسخ مدل سازان کلان مکتب کینزی را نسبت به چالش ” فرضیه انتظارات عقلایی” را مد نظر قرار می دهد و معتقد است که لزوما این فرضیه با بنیان های نظری مدل های کینزی ناسازگار نیستند.

سه فصل اول کتاب، در یک موضوع اشتراک دارند، و به بررسی نقش و ماهیت انتظارات پرداخته اند. این نکته درباره چهار فصل بعدی کتاب حاضر نیز صادق است. در این چهار فصل دیدگاههای کینز در مورد روش های تجزیه و تحلیل و به ویژه استقرا و استنتاج آماری ارزیابی می شود.

فصل بعد، توسط فبی نوشته شده است که سعی دارد، درک صریح و واضحی از روش شناختی کینز، با بررسی انتقادات پوپر و طرفدارانش در این باره به دست آورد. در حقیقت نویسنده به این نتیجه می رسد که پوپر و کینز نزدیکی بیشتری دارند تا به فریدمن، که دیدگاههای پرنفوذ او از نظر آنان ابزارگرایانه تلقی می شود.

لاوسون در مقاله ی خود که پس از مقاله فبی آمده است، چنین استدلال می کند: افرادیکه توجه خود را به اظهار نظرات کینز در خصوص “مسائل تکنیکی” در اقتصاد سنجی معطوف کرده اند، ممکن است انتقادات بنیادی تر کینز را از دست بدهند. به نظر لاوسون این انتقادات، از نظریه ها و استدلال های کینز در کتاب ” رساله ای در باب احتمالات” ناشی می شود.

پسران و اسمیت نیز توجه خود را به مناظره میان تین برگن و کینز معطوف کرده اند، اما بر خلاف نویسندگان پیشین، بخشی از بررسی های خودرا به نظرات تین برگن در این مناظره اختصاص داده اند .پسران و اسمیت به هنگام بررسی این مناظره، خود را به مورخان تاریخ جنگها نزدیک کرده اند. هدف این مورخان “از جنگ دوباره، تغییر دادن نتیجه جنگ نیست، بلکه درس آموزی است.” نویسندگان به این نتیجه می رسند که گسترش اقتصاد سنجی، به خاطر خطای کینز، در انتقادهای روش شناختی و فنی نسبت به آثار تین برگن نبوده است. بلکه به این دلیل بوده است که تین برگن در آثار خود خلایی را پر میکرد، که عامل به وجود آورنده آن، نیاز به فرمول سازی و اجرای نوعی سیاست مداخله گرانه داشت که خود کینز نیز از آن دفاع می کرد.

چهار فصل آخر این کتاب، هریک به جوانب خاصی از پیشبردهای روش شناختی کینز توجه می کند. اولین آنها که توسط کارابلی نوشته شده است، مفاهیمی چون “علت” ، “شانس” و “امکان” رادر نوشته های کینز مورد بررسی قرار می دهد.

مقاله بولاند به راهبرد کینز در استدلال علیه ارتدکسی مارشال می پردازد.طبق نظریه بولاند، کینز با این حمله تلاش کرده است تا نشان دهد که نظریه کلاسیک مارشال حالت خاصی از یک نظریه عمومی است. با این حال بولاند چنین نتیجه می گیرد که تا زمانیکه اقتصاد نئوکلاسیک جریان اصلی، وابستگی خود را به فردگرایی محدود روانشناخنی را ترک نگوید، تلاش های کینز برای نظریه پردازان اقتصادی نئوکلاسیک تاثیر چندانی نخواهد داشت.
در فصل دیگر، چیک استدلال می کند که کینز در کتاب ” نظریه عمومی”، با ارائه تجزیه و تحلیل ایستایی از وضعیت قیمت ها، اشتغال و سطح تولید، ضمن آنکه زمان را وارد می کند، امکان پذیر می داند. و در این کار استفاده کینز از ابزار ” واحد دسمتزد” برای اندازه گیری میزان تولید واقعی، اهمیت اساسی دارد.

آخرین فصل توسط بکهاوس نوشته شده است. وی در این فصل برای پیشبرد درک ما از علل ظهور و موفقیت اقتصاد کینزی تلاش می کند. از نظر نویسنده مقاله، به دو دلیل این کار بسیار دشوار است، هم به دلیل آنکه هیچگونه تفسیر غیر قابل انکاری از پیام اصلی کینز در کتاب نظریه عمومی وجود ندارد و هم به دلیل آنکه پدیده اقتصاد کینزی (کینزینیسم) به عنوان یک پدیده در سیاست های کلان اقتصادی، با انتشار کتاب نظریه عمومی شروع نشد. بنابراین بکهاوس معتقد است که باید اقتصاد کینز را از اقتصاد کینزی جدا کرد و چنین استدلال میکند که اگر تحلیل ریشه های کینزینیسم را از جایی غیر از کمبریج شروع کنیم این کار آسانتر خواهد شد. در حقیقت نویسنده توجه خود را به آلمان معطوف می کند یعنی جایی که به نظر او نظریه عمومی کینز قبل از انتشار به طور تمام عیار به کار گرفته شده است.

اگرچه دامنه موضوعات مطرح شده در فصل های کتاب محدود است، با این حال، به سهم خود نشانگر این است که پیشبردهای روش شناختی کینز بسیار گسترده بوده و هنوز هم به شدت مرتبط باقی مانده و هم در موضوعات مهم وبحث برانگیز در دانش اقتصاد مطرح است. در مجموع این مقالات نقاط قوت و ضعف دیدگاههای روش شناختی کینز را مطرح می کنند و به جوانبی از پیشبردهای کینز تاکید می گذارند که بیشتر اقتصاددانان به خصوص اقتصاددانان جریان اصلی تفکر اقتصادی به آن ها توجه چندانی ندارند. جوانبی مانند: نقش نهادها، استفاده از اقتصاد سنجی برای آزمون نظریه ها، ارزش پیش بینی، ماهیت روحیات حیوانی و اهمیت اقناع در اجرای سیاست های اقتصادی. در این مقاله ها طرق ارزیابی نظریه های اقتصادی و روش های تجزیه و تحلیل آن مطرح شده اند.

 

تهیه کتاب به صورت اینترنتی

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: