یکشنبه, 27 خرداد 1397 14:38

پدرام سلطانی: بیایید فوتبال بازی کنیم!

نوشته شده توسط

پدرام سلطانی

این روزها مانند بسیاری از هم وطنانم، در داخل و خارج از کشور، به جام جهانی چشم دوخته ام و برای دمی نشاط و بازسازی امید و انسجام به فوتبال دل بسته ام. اگرچه در میان ورزشها، از هواداران فوتبال به حساب نمی آیم اما مانند بسیاری از ایرانیان، و شاید همه ی ایرانیان، برنده شدن تیم ملی فوتبال را نشانه ی غرور ملی و روشی بسیار زیبا و موقر برای رخنمایی در تراز جهانی می دانم.

 

مدیریت فوتبال در کشورما، مانند مدیریت در همه ی بخشها، در این سالها از برخی دخالتها و سیاسی کاریها بی نصیب نبوده است و آسیبهایی نیز دیده است. اما این رشته ی ورزشی به مثابه محبوبترین و مورد توجه ترین ورزش ایران و جهان، درسهایی برای مدیریت جامعه و کشور برای ما دارد. ورزشی که در آن منابع مالی کلان گردش دارد، میلیاردها هوادار و بیننده دارد، رسیدن به مدارج بالای مدیریت در فیفا از هر سازمان بین المللی دیگری، حتی سازمان ملل مشکل تر است، رقابتهای باشگاهی آن در هر کشوری از رقابتهای سیاسی برای هر انتخاباتی فشرده تر و طولانی تر است، لابی گری به گسترده ترین و حرفه ای ترین نوعش در آن انجام می شود، اقتصاد جانبی بسیار بزرگی دارد، دلالی دارد، فساد دارد، پیچیده ترین انواع پروپاگاند و جناح بندی را در آن می شود دید و و و.

 

حکمرانی فوتبال با حکمرانی ملی بسیار قابل شبیه سازی است. در این سالها فوتبال ما افت و خیزهایی داشته است اما امروز، در حالی که شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ما در وضع خوبی نیست، فوتبال ما متمایز از وضع عمومی کشور آراسته و آماده است. تیم ملی ما با داشتن جایگاه سی و هفتم جهان سرآمد همه ی تیمهای فوتبال منطقه و قاره است. اقتصاد فوتبال در قیاس با اقتصاد تولید ما بسیار سرپا و بالنده است و برای هوادارانش مایه ی امید به آینده ی این رشته.

 

وقتی در فوتبال ژرف می شوم در می یابم که حکمرانی فوتبال توانسته است خود را تا حدی از آسیبها و نامدیریتیهای ملی ما جدا کند. اعضای تیم فوتبال ما به دلیل تواناییهای فنی و بدنیشان انتخاب می شوند، در انتخاب آنها رابطه سالاری، پارتی بازی و گزینشهای ایدئولوژیک کمتر مؤثر است. در تیم فوتبال ما دین و مذهب تعیین کننده نیست، یک مسیحی می تواند کاپیتان تیم هم باشد یا یک اهل تسنن در پیشانی تیم قرار بگیرد، دیگران پاس بدهند و او حمله کند و گل بزند. در تیم فوتبال ما اهل مرکز و مرز بودن شهری یا روستایی بودن مهم نیست، هر کسی که بتواند خود را در کارراهه ی تیمی به دید مربی برساند شانس انتخاب شدن در تیم ملی را دارد. سرمربی تیم ملی ما خارجی است. کسی نگران خارجی بودن او نیست، به او سوء ظنی وجود ندارد، با او برخورد نمی شود. اصولاٌ اینکه ما پذیرفته ایم در این رشته نیاز به بهره گیری از تجارب دیگران داریم یک وجه تمایز آشکار با سایر بخشها و فعالیتهاست. در فوتبال، دیگر ذینفعان به تخصص و تجربه احترام بیشتری می گذارند، دخالت در کار مربی کمتر است و هرکس نمی تواند جریان تصمیم گیریهای فنی را دستخوش نظرات خود کند. در فوتبال هرکس خوب بازی نکند تعویض می شود، مربی در این خصوص درنگ نمی کند تا او به نتیجه ی کار لطمه وارد کند و کارنامه ی او و تیم را خراب کند. اصولاٌ خود بازیکنان، که در باشگاههای مختلف بازی می کنند، هنگامی که در ترکیب تیم ملی قرار می گیرند، دیگر رقیب هم نیستند، نه به هم لگد می زنند و نه سعی در تخریب هم دارند، به هم پاس می دهند با هم پیشروی می کنند و فقط یک هدف دارند: گشودن دروازه ی حریف. در فوتبال، مربی، بازیکنان، کارشناسان و همه ی دست اندرکاران حرفه ای، ارزیابی واقعی از پتانسیلها و شایستگیهای تیم دارند، نه خود را دست کم می گیرند نه در جایگاه خود مبالغه می کنند، آنها دچار خودبزرگ بینی نیستند، به دیگر تیمها توهین نمی کنند، تیمهای قوی را مورد طعنه قرار نمی دهند. زبان فوتبال زبان رقابت حرفه ای است، کسی که زبان دیگری برگزیند به انزوای خود برخاسته است.

 

بر این باورم که فوتبال ما، علیرغم تمام دورخیزهایی که سیاسیون برای دست اندازی به آن داشته اند و در سطح ریاست این فدراسیون به مراد خود هم رسیده اند، کماکان از بسیاری از بخشهای دیگر کشور و وجوه حکمرانی ملی ما حرفه ای تر و بالنده تر است. فوتبال آیینه ی خوبی پیش روی حکمرانی کشور است، در آن خوب بنگریم و از آن پند بگیریم. هنگامی که می بینم همه ی ایرانیان، از هر قوم و زبان و مذهبی، چپ و راست، داخل نشین و خارج نشین، موافق و مخالف و با هر تفکر سیاسی و اندیشه ی حکمرانی، از تیم ملی حمایت می کنند و از برد آن شاد می شوند، مطمئن می شوم که  ما هنوز راه بهتری پیش پایمان است.

بیایید فوتبال بازی کنیم!

 

https://t.me/pedram_soltani

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: