دوشنبه, 14 تیر 1395 14:55

محمد کریمی: رفتارشناسی زنان باردار مسلمان در روزه داری

نوشته شده توسط

د‌كتر محمد کریمی
استاد دانشگاه واشنگتن در تاکوما

براساس آمار هر سال در حدود ۳۰ میلیون نوزاد مسلمان به دنیا می‌آیند. بخشی از دوران جنینی بیش از ۲۰ میلیون نفر از این نوزادان با ماه مبارک رمضان مصادف بوده است. قوانین اسلامی زنان حامله را از روزه‌داری معاف نموده است. با وجود این، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اغلب زنان باردار مسلمان، دست‌کم مدتی، روزه می‌گیرند تا با مشارکت اجتماعی در این سنت اسلامی، این تکلیف الهی را به تنهایی و در زمانی دیگر بجا نیاورند. آنان که روزه نمی‌گیرند نیز ممکن است محدودیت‌هایی بر وعده‌هایی غذایی خود و نوع خوراکی که مصرف می‌شود، اعمال کنند. پرسشی که از دیرباز مطرح بوده این است که تصمیم مادران مسلمان حامله درباره تغذیه‌شان در دوران ماه مبارک چه آثاری بر سلامتی فرزندشان دارد.

 

در دهه اخیر، جمع آوری آمار و اطلاعات بهداشت مادر و نوزاد در کشورهای در حال توسعه مورد توجه ویژه نهادهای بین‌المللی، از جمله سازمان بهداشت جهانی، بوده است. وجود آمار و اطلاعات در کنار پیشرفت روش‌های علمی سنجش تاثیر سیاستگذاری‌ها و تغییرات محیطی، این امکان را برای محققان فراهم کرده است که به پرسش‌هایی از این دست پاسخ دهند. مطالعه جامعی که در سال ۲۰۱۱ به‌وسیله «دیوید اَلموند و باشکار مَزوم‌دار» انجام شد نشان داد که همزمان گشتن ماه رمضان با دوران جنینی موجب کاهش وزن هنگامِ تولد نوزادان مسلمان می‌شود. مطالعات دیگر، از جمله مطالعه محمد مجید (۲۰۱۴) و محمد کریمی (۲۰۱۵)، این نتیجه را تایید می‌کنند. وزن هنگام تولد به این دلیل مورد توجه ویژه محققان است که مطالعات آماری بیانگر رابطه‌ای قوی بین آن و ریسک ابتلا به بیماری‌هایی چون دیابت و انواع بیماری‌های قلبی در دوران میانسالی و پیری است.  رابطه بین وزن هنگام تولد و ریسک ابتلا به بیماری قلبی در بزرگسالی به‌طور تصادفی به‌وسیله دیوید بارکِر، پزشک و محقق برجسته دانشگاه ساتهمتون، در ابتدای دهه ۱۹۹۰ کشف شد. در توضیح این رابطه، بارکر و همکارانش «نظریه منشاهای جنینی» را مطرح نمودند. بر اساس این نظریه، یک جنین رشد و تکامل خود را براساس پیام‌هایی که از طریق مادر دریافت می‌کند، طوری تنظیم می‌کند که احتمال بقای خود در دوران جنینی و پس از آن را حداکثر کند. پیام‌ها عموما از طریق تغذیه مادر به جنین منتقل می‌شوند و واکنش تکاملیِ جنین به اختلالی در جریان تغذیه معمولا در جهت حفاظت از مغز است که ممکن است مانع رشد کافی اعضای دیگر شود.

برآیند این نوع واکنش‌های تکاملی اثر خود را روی وزن هنگامِ تولد نشان می‌دهند. مطالعات محمد کریمی (۲۰۱۵ ٫ ۲۰۱۶) نشان می‌دهند که حتی اگر اثر همزمانی دوران جنینی و ماه رمضان به‌صورت کاهش وزن هنگامِ تولد خود را نشان ندهد، گاه به‌صورت کاهش قدِ هنگامِ خردسالی ظاهر می‌شود. بر اساس این مطالعات، کودکان مسلمانی که دوران جنینی‌شان با ماه رمضان مصادف شده است، به‌طور معنی‌داری از همقطاران خود کوتاه‌ترند. این در حالی است که رابطه‌ای بسیار قوی بین قد و خطر ابتلا به انواع بیماری‌ها وجود دارد. مطالعات «هانس والر» (۱۹۸۴)، «رابرت فوگِل» (۱۹۹۴) و ده‌ها مطالعه دیگر این رابطه را تایید می‌کنند. افزون بر این، نشان داده شده است که رابطه‌ای مستقیم بین قد و درآمد افراد وجود داد. به‌عنوان مثال «کِیس و کریستینا پَکستون» (۲۰۰۸) نشان دادند که هر اینچ افزایش قد به‌طور متوسط با 5/ 2 درصد افزایش درآمد در ایالات متحده همراه است. علاوه بر آنچه که درباره وزن هنگامِ تولد و قدِ هنگام خردسالی گفته شد، اَلموند و مَزومدار (۲۰۱۱)، الموند، مزومدار و وَن اِویجِک (۲۰۱۱)، وَن اِویجِک (۲۰۱۱)، مجید (۲۰۱۴) و کریمی و کاروسو (۲۰۱۴) نشان می‌دهند که مصادف شدن دوران جنینی با ماه رمضان در مواردی موجب تضعیف عملکرد تحصیلی در مقطع ابتدایی، افزایش خطر ابتلا به بیماری قلبی، دیابت نوع دوم و دردهای مزمن در بزرگسالی، کاهش سطح عمومی سلامت در پیری و کاهش درآمد در میانسالی شده است.

تمامی مطالعاتی که در اینجا از آنها یاد شد، توجه اکید بر شناسایی اثر علّیِ همزمانی ماه رمضان و دوران جنینی بر متغیرهای موردنظر خود است. به این معنی که آثار اندازه‌گیری شده ممکن است نتیجه همزمانی دوران جنینی با فصل زمستان (که در آن معمولا کیفیت تغذیه در جوامع روستایی کاهش می‌یابد) یا نتیجه سطح درآمد یا سواد والدین باشند. اگر این گونه باشد، آنچه که اندازه‌گیری شده است لزوما تاثیر علّیِ همزمانی دوران جنینی با ماه رمضان نیست.  مکانیزم اصلی اثر ماه رمضان بر متغیرهای ذکر شده، کاهش میزان گلوکز یا قند خون است. بررسی‌های آزمایشگاهی نشان می‌دهند که سطح انواع گلوکز در خون افراد روزه‌دار کاهش می‌یابد. هرچند که پس از افطار سطح گلوکز به حالت عادی بر می‌گردد، اما مطالعات جدید، از جمله مطالعه مهم «مِت زِلِر» وهمکارانش در سال ۱۹۸۲، نشان می‌دهند که کاهش گلوکز خون حتی به‌صورت موقت و کوتاه مدت می‌تواند آثار زیانباری روی جنین داشته باشد.

 

نتیجه‌گیری

آنچه که گفته شد بر نقش خطیر تصمیمات و تغذیه مادر در دوران حاملگی بر سلامتی فرزندانش، نه فقط در دوران جنینی و کودکی‌شان، بلکه در تمام طول عمرشان تاکید دارد. این مساله مهم که از جمله یافته‌های قابل استناد علمی است، نیاز به اشاعه و آگاهی‌رسانی دارد. ماه رمضان و شرایط خاص آن تنها یکی از موقعیت‌هایی است که لزوم اطلاع‌رسانی در این زمینه را یادآوری می‌کند. البته دین اسلام ساز و کار مناسب را برای مادران مسلمان پیش‌بینی کرده است که نیازمند توجه بیش از پیش آنان است. افزون بر این، زنان (به ویژه زنان شاغل) باردار باید از به تعویق انداختن وعده‌های غذایی خود به‌شدت بپرهیزند. سیاستگذار می‌تواند سیاست‌هایی را برای بهبود فضای کار برای کارمندان باردار تدارک ببیند. به‌عنوان مثال، می‌توان کارفرمایان را تشویق کرد که در ماه رمضان اتاقی را به منظور تغذیه کارمندان باردار اختصاص دهند. سابقه و تجربه اجرای سیاست‌هایی مشابه این در جوامع دیگر وجود دارد. به‌عنوان نمونه، دانشگاه‌ها و سازمان‌های دولتی در ایالات متحده از چندین سال پیش شروع به اختصاص مکان‌هایی برای شیردادن مادران کرده‌اند که بسیار مورد توجه خانواده‌ها قرار گرفته است.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 3805

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید: