چهارشنبه, 26 خرداد 1400 09:32

موسی غنی‌نژاد: "چرا باید رای داد؟"

نوشته شده توسط

 

? موسی غنی‌نژاد، نویسنده و اقتصاددان لیبرال ایرانی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

 

✍️ امر سیاسی ناظر به رابطه نیروها و ایجاد تغییر در آن است. حال باید دید در شرایط عینی کنونی، شرکت در انتخابات می­‌تواند تاثیر مثبتی روی این رابطه بگذارد یا شرکت نکردن و تحریم انتخابات.

 

✍️ برای سادگی بحث می­‌توان گفت در کشور ما دو گرایش یا نگرش کلی در خصوص امر سیاسی وجود دارد. یک گرایش با رویکرد ایدئولوژیک، با تقدس بخشیدن به رفتار «انقلابی» معتقد است انقلاب اسلامی ماموریت جهانی برای رهایی کل بشریت دارد و با عقل سیاسی متعارف در دنیای امروزی سازگار نیست. از این‌رو، آن را به چالش می­‌کشد.

 

✍️ گرایش دوم با تکیه بر عقل سلیم یا عقل عقلایی و تجربه‌ای چند ده ساله بر این رای است که کشور ما به رغم ویژگی‌هایی که دارد تافته جدا بافته‌ای نیست و مانند اکثریت قریب به اتفاق نزدیک به ۲۰۰کشور عضو سازمان ملل متحد باید رفتار متعارفی در درون و بیرون از ایران داشته باشد.

 

✍️ لازم به تاکید نیست که در اوایل انقلاب اسلامی رویکرد نخست اکثریت غالب را در جامعه ما داشت؛ اما با گذر زمان و تجربه واقعیت‌های دنیای امروز، طرفداران آن کم شده به طوری که به‌تدریج رویکرد دوم جای آن را گرفته و امروزه تبدیل به اکثریت غالب شده است.

 

✍️ اقبال به رویکرد دوم از از دهه دوم انقلاب شتاب گرفت و دوم‌خرداد ۱۳۷۶ نقطه عطفی در آن بود که نشان داد چه در متن جامعه و چه درون دستگاه حکومتی، تکیه بر عقل عقلایی، نسبت به رویکرد ایدئولوژیک رو به فزونیِ پیوسته است.

 

✍️ دولت‌های نهم و دهم را نباید به معنی رویگردانی اکثریت مردم از روند رو به رشد عقلانیت در ایران امروز دانست؛ چراکه برآمدن پوپولیسم ایدئولوژیک نتیجه اشتباه استراتژیک بزرگ و تاسف‌بار اصلاح‌طلبان بود که دچار نخوت و تفرقه شده بودند و علیرغم اینکه از نظر پایگاه اجتماعی در اکثریت مطلق قرار داشتند، در انتخابات ۱۳۸۴ بازی را باختند.

 

✍️ دولت‌های یازدهم و دوازدهم آشکارا نشان از روند رو به رشد عقلانیت در جامعه ما داشت که با گذار از وعده‌های پوپولیستی رای به عقلانیت عقلایی داد.

 

✍️ صحنه انتخابات کنونی ریاست‌جمهوری حکایت از آن دارد که اقلیت ایدئولوژیک کنونی به‌رغم برخورداری از ابزارهای پرقدرت سیاسی و اقتصادی، به‌خوبی به پایگاه اجتماعی روبه‌افول خود پی برده و می‌داند حضور اکثریت مردم در انتخابات به شکست آنها خواهد انجامید؛ ازاين‌رو، عملا در صدد ناامید کردن و انصراف اکثریت از رای دادن است.

 

✍️ در صحنه انتخابات کنونی، مهندسان انتخابات به هر دلیلی نتوانسته‌اند گرایش به عقلانیت را تمام و کمال از فهرست کاندیداها حذف کنند.

 

✍️ بنابراین، با شرکت در انتخابات می‌توان یک بار دیگر این پیام را به اقلیت ایدئولوژیک صاحب نفوذ در کشور رساند که قدرت آنها پوشالی بوده و متکی به اکثریت معتقد به عقلانیت متعارف نیست. اما تحریم انتخابات عملا نتیجه‌ای جز تسلیم شدن به اراده اقلیت ایدئولوژیک ندارد.

 

✍️ باید هشیار بود که با پیروزی گرایش ایدئولوژیک در انتخابات و یکدست شدن همه قوای کشور، خطر پیش بردن رویکرد غیرعقلانی و متضاد با منافع‌ملی و ماجراجویی‌های افراطی در صحنه داخلی و بین‌المللی بیش از پیش فراهم خواهد شد.

 

✍️ ردصلاحیت‌های اخیر نشان داد که شکاف در میان صاحبان نفوذ و قدرت سیاسی در کشور عمیق و جدی است. برهم زدن مهندسی انتخابات با شرکت اکثریت مردم در آن موجب تقویت گرایش عقلانی و تضعیف گرایش ایدئولوژیک و به حاشیه راندن آنها در دستگاه حکومتی خواهد شد.

 

✍️ معنای این سخن این نیست که با شکست پروژه مهندسان انتخابات، همه مسائل کشور یک‌روزه رخت برخواهد بست و ایران گلستان خواهد شد؛ بلکه این است که در رابطه نیروها، وزنه عقلانیت در مقابل رویکرد ایدئولوژیک سنگین‌تر شده و امکان حل صلح‌آمیز مسائل ملی ایران بیشتر فراهم خواهد آمد.

 

✍️ ایران عزیز امانتی است که به هر قیمت ممکن باید از آن در برابر نابخردی‌های ایدئولوژیک محافظت کرد.

نظر دادن

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید:

1 نظر

  • پیوند نظر پنج شنبه, 27 خرداد 1400 10:28 ارسال شده توسط درویش علی کولاییان

    عقلانیت گریزی اقتصاددانان ایرانی !

    این موردی شناخته شده و شاخص است که دولت ها پنجاه سال گذشته در ایران معیشت خود را در وجهی بسیار عمده با درآمدهای نفت و گاز فراهم نموده اند و درآمدهای نفت و گاز رافع نیاز مالی دولت ها شده است . در این گیر و دار اقتصاددانان ایرانی چشم خود را به نقش غیر عادی درآمدهای نفت و گاز و نشستن آن به جای مالیات بسته اند . آن ها این عقلانیت را کنار گذاشته فقط اصطلاح بی خاصیت رانت و رانتی را ورد زبان خود می کنند پذیرای آن نمی شوند اتفاقی بزرگ در تاریخ اقتصاد ایران رخ نموده است و نمی بینند از نیم قرن پیش تا کنون مردم از پرداخت بزرگترین سهم مالیاتی خود به حکومت بی خبر نگهداشته می شوند و بدون شک این نتیجه خردگریزی اقتصاددانان ما است . آن ها الگویی کهنه را در تعریف درآمدهای استثنایی نفت و گاز ایران به کار بسته ، خانوار ایرانی را محق نمی بینند تا از سرانه مبلغی که به خزانه دولت از بابت نفت و گاز شان ریخته می شود، همه ساله در جایگاه یک مودی مالیاتی با خبر شوند . مردمی که از عطیه همه ساله مبلغی هنگفت از سهم و سرانه خود به دولت بی خبرند در برآورد خواسته های خود درست عمل نمی کنند و نظارتی درست و متناسب هم اعمال نمی کنند . نه نظارتی درست می کنند و نه انتخابی درست و می شود همین آشی که آقای غنی نژاد و همقطارانشان از آن تبری می جویند !